تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
بيرونى معاصر شيخ الرئيس ابو على سينا ، ابن مسكويه ، حكيم ابو سهل مسيحى ، ابو نصر عراقى و ابو الخير خمار بود كه همگى در گرگانج ، در دوران حكومت على بن مأمون خوارزمى ، گردآمده بودند . « 1 » ميان ابن سينا و بيرونى نامه‌ها و مناظراتى در موضوعهاى گوناگون مبادله شده است .

[ دلايل ] تشيع بيرونى

دلايل بسيارى هست كه مىرساند ابو ريحان بيرونى شيعه بود ، زيرا سيد امين در اعيان - الشيعة شرح حال او را نوشته و تهرانى در الذريعة او را در رديف مؤلفان شيعه آورده و تأليفات او را در تمامى اجزاى كتاب مزبور نقل كرده و به‌طور آشكار او را شيعه معرفى كرده است . استاد ويل دورانت مىنويسد : « بيرونى متمايل به مذهب تشيع بود . » « 2 » اين گفتار ابو ريده كه « بيرونى به مذهب اهل سنت پيوست » گفتارى بىدليل است . « 3 » و از گفتار استاد رحيم‌زادهء صفوى برمىآيد كه ابو ريحان بيرونى ، اسماعيلى مذهب بوده است . « 4 » به هر صورت ، ارجح اين است كه بيرونى شيعه بوده است ، زيرا در گرگان و طبرستان كه مركز تشيع بود و امراى آن بلاد شيعه‌مذهب بودند ، نشو و نما كرد و يكى از شواهد تشيع او مطلبى است كه او خود در كتاب الآثار الباقية ص 100 آورده و آن فكر تعدد وجود آدم در هر دوره‌اى است . اين فكر را ابو العلاى معرى نيز در گفتارهاى خود مكرر اظهار داشته و از جمله گفته است :
جائز ان يكون آدم هذا * قبله آدم على اثر آدم
« ممكن است قبل از اين آدم ، آدمى پس از آدم ديگرى باشد . » اين فكر از امام محمد باقر ( ع ) نيز عينا نقل شده كه خلاصهء آن اين است : قبل از آدم زمان ما ، هزارهزار آدم بود و قبل از عالم ما نيز هزارهزار عالم ديگر بوده است و ما در دوران آخرين آدم و آخرين جهان هستيم . « 5 » پس فكر بيرونى در واقع از گفتار امام باقر ( ع ) گرفته شده و همين معنى خود دليل تأثر بيرونى از تشيع است . سيد امين مىگويد : « بيرونى در كتاب الآثار الباقيهء خود قضيهء غدير را نقل كرده و
هامش
( 1 ) - ابن سينا ، تأليف رحيم‌زادهء صفوى ، ترجمهء على بصرى ، ص 54 ( 2 ) - ترجمهء تاريخ تمدن ، ويل دورانت ، ج 11 ، ص 153 ( 3 ) - حاشيهء تاريخ الفلسفة فى الاسلام ، ص 291 ( 4 ) - ابن سينا ، ترجمهء على بصرى ، ص 14 و 53 و 54 ( 5 ) - - كتاب توحيد ، صدوق ، باب ذكر عظمت خدا ، ص 287