بيرونى از مواهبى بسيار قابل توجه برخوردار بود ، چند زبان از قبيل : سريانى ، سانسكريت ، فارسى ، عبرى و عربى را مىدانست و در اثناى اقامت خود در هند فلسفهء يونان را تدريس مىكرد و در عوض هندى مىآموخت . « 1 »
بيرونى به خدمت سلطان محمود سبكتكين غزنوى ، متوفى به سال 422 هجرى به هنگامى كه ستارهء اقبال سلطان درخشيدن گرفت و تمامى خوارزم را تحت استيلاى خود درآورد ، پيوست و مدتى در دربار سلطان گذراند و در همين دوران نبوغ خود را در علم فلك و نجوم به ثبوت رسانيد ، پيشبينىهاى او به صحت مىگراييد و از نيات و مقاصد سخت سلطان پرده برمىداشت تا حدى كه نزديك بود مورد غضب سلطان قرار گيرد و با بيرونى بدرفتارى نمايد . بيرونى در موقع حملهء سلطان غزنوى به هند ، آنگاه كه سلطان دروازههاى هند را در غزوات سىسالهء خود ، يكى پس از ديگرى مىگشود ، با او همراه بود . بيرونى از اين پيشآمد ( فتح هند به دست غزنوى ) استفادهء شايانى كرد زيرا اين سفر سبب شد كه بيرونى در هند بماند و سالهاى زيادى در آنجا باشد و با هنديان معاشرت كند و به فهم عقايد آنان راه يابد و علوم و سنن آنان را فراگيرد و بر كتابهاى آنها مطلع شود و بسيارى از كتب آنها را ترجمه كند . و نتيجهء اين كار ، تأليف بىنظير او تحقيق ما للهند من مقولة مقبولة فى العقل أو مرذولة بود كه آن را به سال 423 هجرى پس از وفات سلطان محمود به پايان رساند .
بيرونى در شعر و ادب هم سهم قابل توجهى داشت ، از او اشعارى روايت كردهاند كه اگر در رديف و طبقهء اشعار عالى نباشد باز از دانشمندى در آن پايه و مقام شايستهء پذيرفتن است . « 2 » و از اشعار اوست :
فلا يغررك منى لين مس * تراه فى دروسى و اقتباسى
فانى اسرع الثقلين طرا * الى خوض الردى فى يوم بأس « 3 »
« از آنكه مرا در تحقيقات و مطالعات و اقتباس مطالب علمى نرم مىبينى فريب مخور ، چه من در روزهاى سخت زودتر از همهء مردم به خوض در ورطههاى مرگبار مىشتابم . »
بيرونى تصنيفات بسيارى دارد و به طورى كه ياقوت گفته است : « مصنفات او از حد شماره بيرون و فقط فهرست آنها در شصت برگ است . »
هامش
( 1 ) - كتاب تراث العرب العلمى ، ص 277
( 2 ) - تاريخ الفلسفة فى الاسلام پابرگ ، ص 296 - 297
( 3 ) - روضات ، ص 69