تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
كبوتران و طاووس با رنگ‌هاى گوناگون خودنمايى مىكنند . « 1 » يونكر توانست مصرع چهارم را ، با افزودن يك كلمه كه افتاده بود ، به خوبى كامل كند . از آنچه در دوران‌هاى بعدى مكرر آمده ، مسلم شده است كه ايرانيان در دورهء ساسانيان هم شعرهاى غنايى زيادى داشته‌اند كه به آواز خوانده مىشده . در ايران ، موسيقى و آواز سخت مورد علاقهء همگان بود . آواز با سازهاى زهى همراهى مىشد . بنابر آنچه در كارنامك آمده ، پادشاه اردشير پاپكان ترانه‌هاى دل‌نشينى مىخوانده و شخصا آن را با « وين » ، كه نوعى گيتار بود ، همراهى مىكرده . مانى پايه و مقام آواز را بسيار بلند مىشمرد و ، با كوششى تمام ، موسيقى دينى را در آيين خود رايج ساخت . خوانندگان ايرانى در سايهء هنر خود برجستگى يافتند و ، در دورهء اسلامى ، در شكوفايى هنر موسيقى و آواز تازيان سهمى به‌سزا داشتند . ابن مسجح « 2 » ، از مردم مكه ، ترانه‌هاى ايرانى را از صنعتگران اجيرشدهء ايرانى ، كه به تعمير خانهء مقدس كعبه گماشته شده بودند ، آموخت و موسيقى ايرانى را به دنياى عرب آورد . زنان خوانندهء ايرانى به رامشگران تازى چنگ نواختن آموختند و در مهمانىها شاعران تازى را ، كه پارسى درى نمىدانستند ، فقط با همان آهنگ ترانه‌هاى خود چنان برمىانگيختند كه سرشكشان فرو مىريخت . در دوران سلطنت هارون الرشيد ( 786 - 809 ) ، سونيد « 3 » ، چنگ‌نوازى به‌نام از مردم فارس ، داور مسابقه‌هاى موسيقى بود . در ادبيات فارسى درى ، شعرهايى از اين‌گونه وجود دارد كه پيداست به زبان كهن سروده
هامش
( 1 ) . ذيلا ترجمهء كامل اين شعر از سبك‌شناسى شادروان بهار نقل مىشود : در ستايش درخت نور خورشيد روشن و بدر برازنده ، روشنى دهند و برازندگى كنند از تنهء آن درخت ، مرغان روشن‌دل سحرى سخن گويند از روى شادى ، سخن سر كنند كبوتران و طاووسان و همه‌گونه مرغان ، سرود گويند و آواز بركشند . . . دختران ، بستايند همگى پيكر آن درخت را ، از سبك‌شناسى 1 ، ص 8 - 107 . ( 2 ) . ابن مسجح يا ابو عثمان ، از خنياگران مشهور اوايل اسلام . اصلا زنجى و در حجاز مىزيست . بعض آهنگ‌هاى فارسى و رومى را با اشعار عرب تطبيق كرد . . . نقل از لغت‌نامهء دهخدا . ( 3 ) .Sunaidبا تمامى اهتمامى كه به عمل آمد شناخته نشد .