عوفى ، گلچينكنندهء نامآور ادبيات فارسى درى ، ادعا مىكند كه ، در بخارا ، مجموعهء اشعار اين پادشاه را تماما ديده و خوانده است . بنابر روايتى ، نخستين بيتها را بهرام ، يك گفتوگوى عاشقانه و با همسرش ، دلارام ، خوانده است . وى ، در جوانى ، در دربار پادشاه تازى ، در حيره ، زندگى مىكرد و در آنجا با شعر و ادب تازى نيز آشنا شد . بعدها ، چنگنوازى زيبا به نام آزاده ، كه اصلا يونانى بود ، در دربارش به سر مىبرد و مورد توجه خاص او بود .
يك دانشمند متأخر فارسى درى به نام دولتشاه ( متوفى 1494 ) پارهاى از اين روايتها را تكرار كرده داستانهاى ديگرى نيز از نخستين مراحل شعر در ايران ، در دوران پيش از تازيان ، نقل مىكند . يكى از منابع مؤيد آن است كه شعر فارسى در زمان خسرو دوم وجود داشته است . مقارن سال 950 ، يعنى در روزگار امير عضد الدوله از دودمان آل بويه ، بر ديوار كاخى كه به دستور خسرو دوم در قصر شيرين براى معشوقه و نوازندهاش شيرين ساختهاند ، هنوز يك بيت فارسى خوانده مىشد . علاوهبر اين ، دولتشاه نقل مىكند كه عبد اللّه طاهرى ، امير خراسان ( 828 - 844 ) ، به كتاب كهنهاى در توصيف معاشقات وامق و عذرا دست يافت كه حكماى كهن تأليف و به خسرو انوشيروان پيشكش كرده بودند . ولى ، امير دستور داد آن را نابود سازند و گفت قرآن و سنت براى مسلمانان خوب كافى است و اين كتاب كه به وسيلهء مغها نگارش يافته ، براى مسلمانان مشئوم و زيانبخش است . دور نيست كه اين اخبار را ، بعدا ، يعنى در زمانى ساخته باشند كه مىخواستهاند شعر فارسى را از لحاظ قدمت نيز همپايهء رقيبش ، شعر تازى ، نمايش دهند كه در آن زمان پيشرفتهتر بود ؛ ولى ، به هر تقدير ، مسلم است كه هنر شاعرى در دوران فارسى ميانه ، در روزگار ساسانيان ، وجود داشته و حتى محتمل است كه در عهد اشكانيان نيز شكوفا بوده است . چنانكه استنباط مىشود ، شعر فارسى ارمنستان را نيز كه با ايران هممرز بوده متأثر ساخته است . مورخ ارمنى ، موسى خورن « 1 » ، بخشى از « سرود وهگن » « 2 » را مىآورد كه همان « ورثرغنهء » « 3 » ايران باستان و « ورترهن » « 4 » يا ايندراى هندى است كه در اشتيشت « 5 » ، واقع در تارون ، در كنارهء فرات ، نيايش مىشده . استعاراتى كه در اينجا به
هامش
( 1 ) .Mowses Chorenaci( 2 ) .Vahagn( 3 ) .Verethaghna( 4 ) .Vrtrahan( 5 ) .Astisatشهرى است در ناحيهء واقع در جنوب غربى ارمنستان . اين شهر مركز بتپرستى و بتكدههاى امنستان بود .
تيرداد سوم ، پادشاه آن سرزمين ، پس از آنكه به آيين مسيح گرويد ، بدين شهر تاخته بتكدههاى آن را ويران ساخت . -