كار رفته همان ابداعات ناشى از تخيلات شاعرانهاى است كه در متنهاى مقدس هندى آمده است :
آسمان و زمين دچار درد زايمان بودند ، درياى ارغوانىرنگ در حال زاييدن بود ، دريا نايى كوچك و سرخ بزاد ، از ساقهء اين ناى دودى برخاست ، از ساقهء اين ناى شعلهاى شراره افكند ، از اين شعله كودكى به پاى خاست ، كودك موهايى آتشين و ريشى از آتش داشت ، و چشمانش دو خورشيد بودند .
( يوستى )
بنونيست احتمال مىدهد كه اين سرود و ، همچنين ، ديگر سرودهاى مشابه آن ( مانند نبرد وهگن با اژدهاها ) از سرودهاى اشكانى متأثر بوده است . مينورسكى ، پس از بررسى عميق بنياد داستان ويس و رامين ، بدين نتيجه رسيد كه قدمت سند اين اثر فارسى درى ، محتملا تا زمان اشكانيان مىرسد « 1 » ؛ ولى ، جالب اين است كه مؤلف اين نسخه ، در پيشگفتار آن ، نارضايى خود را از ناپختگى ابداعات شعرى پيش از دوران فارسى درى ابراز مىدارد « 2 » و ، شگفت آنكه ، در كتابهاى فارسى درى ، از خردمند و اصطلاحاتى از اين قبيل ياد مىشود .
در قطعات تورفان ، كه اصلش مانوى است ، بخشى كه جنبهء تغزل دارد بسيار باارزش و مينياتورى از تجلى طبيعت است كه احيانا نكات دينى خاصى را در خود نهفته دارد :
خورشيد تابان و بدر فروزان ، آنها از تنهء آن درخت روشنى مىدهند و فروزندگى مىكنند در آنجا پرندگانى شكوهمند با شادى مىخرامند ،
هامش
-Taronمقر سلسلهء بقراطيان ( باگراتيدها ) سلسلهء ارمنى - گرجى ( از سالهاى نه تا يازده بعد از ميلاد ) بوده . مأخوذ ازGeschichte der orientalischen Voelker Russlands bis 1917. ( 1 ) . ويس و رامين ، به اهتمام محمد جعفر محجوب ، بنگاه نشر انديشه ، 1337 ، ص 394 و 411 به بعد .
( 2 ) . همان ، 35 / 7 و 50 / 7 .