كند ، به دو كيفرى سخت از سوى خدا وعيد داد . « 1 » وجود قطعهاى از افسانهء رستم به زبان سغدى نيز دليل بر شيوع مضامين ايرانى نزد بيگانگان است اين افسانه به شرح زير است :
. . . ما چنان مىكنيم كه ديوان به جنگل [ ؟ ] . . . رخش موافقت كرد . رستم بىدرنگ بازگشت . چون ديوان او را ديدند ، بىدرنگ اسبان را شتابان به پيش راندند . در همان حال ، سپاهيان پياده به يكديگر چنين گفتند : اكنون دلاورى سپاهيان به منتهى درجه رسيده است . نبرد با ما پيروزى درپى نخواهد داشت .
رهايش مكنيد و جان نيز از او مستانيد ، بلكه زندهاش دستگير سازيد تا به او . . .
كيفر كينه و دروغزنى را بنمايانيم . ديوها با يكديگر بسيار . . . همه بانگ برآوردند و در پى رستم تاختند . آنگاه رستم بازگشت .
( رايشلت )
به بحرهاى اشعار فارسى منحصرا در يك جا اشاره شده كه آن هم باز يك منبع بيگانه است . در شرح و تفسيرهايى كه بر كتاب هفاييستيون ، « 2 » عروضدان يونانى ، نوشته شده چنين آمده : ينيكوس آمايوره ، « 3 » يعنى آن بحر يونانى كه ضربهاى آن از دو هجاى بلند و دو هجاى كوتاه ( ؟ ؟ ؟ ) تشكيل شده ، پرسيكوس « 4 » نيز ناميده مىشود ؛ زيرا ، داستانهاى ايرانى در اين بحر سروده شده است . ولى ، ما نمىدانيم كه بيت فارسى در اين بحر چه صورتى داشته است .
تأثيرات بيگانه در ادبيات فارسى ميانه
اگر مىخواستيم از تأثير ادب فارسى در ساير ادبيات مفصلا بحث كنيم ، سخن سخت به درازا مىكشيد و ، از سوى ديگر ، آثار ادبى ايران نيز از همان دورانهاى پيش از ساسانيان از ادبيات بيگانه متأثر بوده است . گذشته از آنكه موضوع ارتاك ويرازنامك قرنها پيش از نگارش اين كتاب در ادبيات شرقى آمده است ، در دينكرت گزارشى مىخوانيم مبنى بر اينكه پادشاه شاپور اول فرمان داد كه آثار يونانى و هندى را برگردانده ترجمهها را در مجموعهء متنهاى
هامش
( 1 ) . مقصود اين دو آيهء شريفه است :وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ . وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا وَلَّى مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ .سورهء لقمن ، آيهء 7 و 8 .
( 2 ) .Hephaistionنويسنده ، شاعر و عروضدان يونانى متولد به سال دوم . اثر او مهمترين مأخذ براى شناسايى عروض باستانى يونان است . نقل از :Kleines Lexikon der Antike( 3 ) .Ionicus a maiore( 4 ) .Persicus