حدود ششصد منصب در آن ذكر شده بود . يك نوشتهء كوچك جالب با مندرجات سياسى ، دينى و اخلاقى كه ، گذشته از آن ، شامل جزئيات تاريخى و فرهنگى پرارزشى هم هست نامهء آتوربان تنسربه گشنسپ ، پادشاه طبرستان است . بنابر روايت كهن ، تنسر يك معلم قانون در زمان اردشير اول بود كه به تجديد و احياى كيش زرتشتى اهتمام داشت . رسالهاى كه به او نسبت داده مىشود فقط بهصورت فارسى درى ، كه از ترجمهء تازى ابن مقفع به عمل آمده ، به دست افتاده است . چارچوب آن عبارت از اندرزهايى است كه حكيم به فرمانروا مىدهد ، زيرا ، گشنسپ بر سر دوراهى تصميم است كه آيا به فرمانفرماى نوين ايران تمكين كند يا نه .
كريستنسن با قاطعيت ثابت مىكند كه اين نامه بعد از 556 ، يعنى در دوران خسرو اول ، نگارش يافته ؛ زيرا ، پارهاى از مقرراتى كه مؤلف ذكر كرده در زمان اردشير هنوز وجود نداشته است . حدود كشور ، بدانگونه كه در نامه آمده است ، بيشتر حاكى از گسترش قلمرو آن پس از برافتادن هياطله است و نبودن نام يمن در شمار كشورهاى تابع ايران دال بر آن است كه اين نامه پيش از سال 570 نوشته شده . مكتوب پارهاى نكات مربوط به تكاليف دينى و سياسى ، روش رفتار با مرتدان ، مقررات مربوط به توارث تاجوتخت ، مناسبات بين شاه شاهان و شاهكان طراز اول و جز آنها را تشريح مىكند . نوشتهء ديگرى به نام اردشير نگارش يافته كه به صورت وصيتنامه بوده است . روشن نيست كه كتاب از دست رفتهء پيشينكان نامك ( كتاب نياكان يا كتاب دربارهء نياكان ) را در رديف كدام دسته از كتابها بايد قرار داد . آيا كتابى سياسى و ، درعينحال ، متضمن مطالبى براى تقويت روح ايمان بوده و يا نگارنده به ذكر روىدادهاى تاريخى پرداخته آن را با امثال و حكايات آكنده است . كتاب سياستنامهء نظام الملك ، وزير سلجوقى ، ( مربوط به سدهء يازدهم ) « 1 » قسمتى از كتاب پيشينيكان را نقل مىكند كه چگونه پادشاهان ايران ، هنگامى كه به مظالم مىنشستند ، بر مسندى بلند قرار مىگرفتند تا همهء متظلمان را زير نظر داشته باشند ؛ از آنرو كه غالبا اتفاق مىافتاد كه ، هنگامى كه آنان در تالارى از كاخ مىنشستند كه از ديگر تالارها به وسيلهء ديوار و پرده جدا بوده ، درباريان فرومايه و فاسد ، در تالار پيشين ، راه ملتمسان را بسته به آنان اجازهء رفتن به حضور شاه را نمىدادند . كتاب خسرو كواتان اوريتاكى « 2 » ( خسر پسر قباد و يك ريدك ) متضمن داستانى از محافل دربارى است : جوانكى كه در علوم ، دين ، موسيقى ، بازىها ، سواركارى و ادبيات آموزش كافى ديده از شاه شاهان تقاضا مىكند كه از او آزمايشى به عمل آورند . آزمايش را
هامش
( 1 ) . « نثر دورهء سلجوقى » .
( 2 ) .Chusrav - i Kavatan u retake