تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
دو را به فرزندى پذيرفت . به اردشير همهء فنون سواركارى و هنرهاى جنگى در جوانى آموخته شد . آن‌گاه ، اردوان ، بازپسين پادشاه اشكانى ، كه به او حسد مىورزيد ، او را در دربار خويش نگه داشت . شاه و خانواده‌اش رفتار ناشايستى با او مىكردند و پستش مىداشتند . روزى ، هنگام شكار گورخر ، اردشير با پسر متفرعن اردوان نزاعش افتاد ؛ زيرا ، اين ، به دروغ‌زنى ، حيوانى را از آن خود مىدانست كه اردشير ، هنرمندانه ، با يك تير كشته بود . پدر حق را به پسر خود داد و اردشير را براى تنبيه به خدمت در ستورگاه گماشت و از شركت در شكار بازش داشت . ولى ، يك كنيز فرزانه ، كه در كتاب ديگرى نامش را ارتدخت آورده‌اند ، مهر جوانك را به دل گرفته بود و پيش‌گويى ستاره‌شناس شاه را بر او فاش كرد كه آن‌كس كه در اين روزها دربار شاهى را ترك گويد كشور ايران را به زير فرمان خويش خواهد آورد . دخترك سپس نفايس بسيارى از گنجينهء شاهى برداشته همراه با اردشير به فارس گريخت و اردوان بيهوده از پى آنان تاخت . اردشير سپاهى فراهم آورده بر حكم‌رانان هم‌سايه چيره شد . اردوان را در يك نبرد نهايى كشت و امپراتورى نوينى ، كه شاهنشاهى ساسانيان باشد ، بنياد نهاد . اين مضمون ، بدين صورت ، خيلى كهنه است . افسانهء يونانى گرگور لوزاوريچ « 1 » قديس ، حوارى ارمنىها ، كه به قلم آگاتانگلوس « 2 » نگارش يافته ، حاوى نكات اصلى اين داستان راجع به نخستين پيش‌رفت‌هاى كار اردشير است . البته ، در روزگاران بعد ، شاخ و برگ‌هاى بيش‌ترى به داستان اردشير افزوده شد . طبرى مىنويسد اردشير پسر پاپك است كه پدرش اتوربان آتشكده‌اى در استخر و مادرش ، همسر او ، رامبهيشت « 3 » بوده‌اند . آگاتياس « 4 » ، تاريخ‌نويس بيزانسى ، حكايت مىكند كه پاپك كفش‌دوزى بود كه آينده را از ستارگان پيش‌بينى مىكرد . وى دريافت كه سرباز ساده‌اى به نام ساسان ، كه بر حسب اتفاق به خانه‌اش آمده بود ، پدر فرمان‌رواى آيندهء ايران است و ، از اين‌رو ، زنش را با او هم‌بستر ساخت و اردشير از او بزاد . اين روايت ، محتملا ،
هامش
( 1 ) .Gregor Lusavoric( لوزاوريچ - روشنىدهنده ) مبلغ ارمنى در نيمهء دوم سدهء سوم ميلادى . پس از آن‌كه در قيصريه واقع در ايالت كاپادوكى ( آسياى صغير ) به آيين مسيحى پرورش يافت ، به ارمنستان بازگشت و تمامى آن سرزمين را به اين آيين گروانيد . زندگانى وى چنان با شاخ و برگ و افسانه آميخته است كه تشخيص صحت و سقم مطالب به آسانى ميسر نيست . مأخوذ از مقالهء« A . Boehlig »درDie Religion in Geschichte unf gegenwart. ( 2 ) .Agathangelosمورخ ارمنى در سدهء چهارم بعد از ميلاد و ، بنا به مشهور ، دبير تيرداد دوم پادشاه اشكانى است كه تاريخ او را نگاشته است . وى مؤلف تاريخ گرايش ارمنىها به مسيحيت است كه به زبان ارمنى نگارش يافته و بعدا به يونانى ترجمه شده است . مأخوذ از مقالهء« Baumgartner »درPaulys Real - Encyclopaedie، ج 1 / 1 . ( 3 ) .Rambahist( 4 ) . پانويس 10 ص 47 .