از محافل ايرانيان مسيحى برخاسته . در بخش دوم داستان ، زادن و جوانى شاهپور ، پسر اردشير ، و اهرمزد ، نوهء وى ، كه پس از يكديگر فرمانروايى يافتند ، بيان مىشود . زبان داستان ساده و سبك آن شورانگيز است .
در دوران ساسانيان ، ادبيات تاريخى بسيار مطلوب بود . روىدادهاى تاريخى كه به خاندان سلطنتى و سرنوشت آن ارتباط داشت ، همراه با ملحقات رمانتيك و افسانهاى ، ضمن داستانهايى كه پايانى اندوهناك داشت بيان مىشد ؛ چنانكه ، گفتى ، سرنوشت غمانگيز اين سلسله پيشاپيش معلوم بود ؛ مانند مزدك نامك « 1 » و وهرام چوبين نامك . اثر اخير داستان غاصب معروف سدهء ششم را بيان مىكند كه نخست سپاه ايران را از يك پيروزى به پيروزى ديگر رهبرى كرد و ، بعد كه اهرمزد چهارم به وى توهين كرد ، علم طغيان برافراشت و چند گاهى بر تاج و تخت ايران دست يافت تا آنكه خسرو پرويز به يارى بيزانسىها بر او چيره گشت . وى به سوى تركان گريخت و نزد آنان كشته شد . متنهاى اصلى اين دو كتاب براى ما بهجاى نمانده ؛ ولى ، اين متنها به تازى برگردانده شده و ما به وسيلهء وقايعنگارىهاى تازى و حماسههاى فردوسى بر مضمون آنها آگاهى يافتهايم .
كتابهاى آموزنده در آيين كشوردارى
نياز به ضوابطى در زمينهء كشوردارى و سياست دولت مسبب پيدايش يك نوع ادبى خاص مورد علاقه گرديد كه در كتابهاى آموزندهاى مورد گفتوگو قرار مىگرفت و شامل آگاهىهايى راجع به دولت و سنن آن ، تاريخ ، سياست و سازمان بود و غالبا موضوعهاى گوناگون در آن بههم مىآميخت . بسيارى از كتابهايى كه ما ، امروز ، متأسفانه ، جز عناوين آنها كه در فهارس و دايرة المعارفهاى تازى آمده چيزى در دست نداريم ، از اين دسته است .
ابن مقفع ، كه پيش از اين از او نام برديم ، آيين نامك را به تازى برگرداند . كتاب ديگرى را نيز به نام تاجنامك ترجمه كرد كه حاوى رسالههايى راجع به اسناد سلطنتى ، آييننامهها ، مقررات و فرمانهاست . مترجم ، در گزينش چنين كتابهايى ، محتملا ، احساسات ميهنپرستى و غرور ملى را با نيازمندىهاى ولىنعمت هى تازى خود تلفيق مىكرد ؛ زيرا ، اينان براى فرمانفرمايى بر ايران آشنايى با روش كار و رسوم رژيمهاى بومى گذشتهء آن را ضرورى مىشمردند تا آنچه را مناسب باشد از آن برگيرند . گاه نامك فهرستى از صاحبمنصبان عالىرتبهء دولتى بود و در
هامش
( 1 ) . به صفحات بعد رجوع كنيد .