تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
پاسخ مىگويد و بدين وسيله شهر خود را از نابودى نجات مىبخشد ؛ لكن ، اخت در پاسخ معماهاى يوشت درمىماند و حتى اهريمن بزرگ را نيز ياراى كمك به او نيست و ، با ريشخند و استهزا ، او را در عين درماندگى ، به حال خود مىگذارد كه ، سرانجام ، به دست يوشت پيروزمند كشته مىشود . از اين داستان در يشت پنجم اوستا نيز به اختصار سخن مىرود . يك تن از خاندان فريان‌ها ، كه در اين يشت به نام يوئيشته « 1 » ناميده مىشود ، در جزيره‌اى در رود رنگها « 2 » ، براى الههء رود اردويسورا هزار اسب اصيل ، هزار ورزگاو و هزار قوچ قربانى مىكند تا با كمك او بر اختيا « 3 » ى فريبگر و دغاكار پيروز گردد ؛ زيرا ، اختيا با مقاصدى پليد از او 99 پرسش سخت كرده است . « 4 » بدين قرار ، اين افسانهء فارسى ميانه تحليل مبسوطى از يك بخش كوچك اوستاست . در روزگاران بعدى ، كه پارسيان هندوستان نيازمند كسب اطلاعاتى دربارهء مسائل دينى و انضباطى از همكيشان ايرانى خود بودند ، فتواهاى دينى نقش مهمى بر عهده داشتند . مغ‌هاى ايرانى مباحثات مربوط به چنين مسائلى را ، يا به‌صورت مجموعه‌اى از مقالات كوتاه و يا به شكل « مكتوب » هايى ، به جوامع دينى هندوستان مىفرستادند و اين هردو را روايت مىنامند . اين روايت‌ها گاهى حاوى نكات بسيار گران‌بهايى دربارهء وضع دين و احوال اجتماعى و فرهنگى مؤمنان و ، هم‌چنين ، شرح و تفسيرهاى شرعى ، اخلاقى و ادبى است . اين روايت‌ها ، در هندوستان ، به وسيلهء روحانيان آن‌جا تكميل مىشد . مغ‌ها دست‌نويس‌هاى اوستا و كتاب‌هاى فارسى ميانه را از ايران به هندوستان مىفرستادند ؛ لكن ، قديم‌ترين رونويس‌هايى كه در هندوستان تهيه شده زودتر از ربع اول سدهء چهاردهم نيست . بايد دانست كه مغ‌هاى ايرانى ، در سدهء پانزدهم ، مدتى بود كه نوشته‌هايشان به فارسى درى بود . تاريخ نخستين روايتى كه به فارسى درى نوشته شده سال 1478 است ؛ ولى ، در سال 1768 نيز يك پارسى هندى از سورات به يزد آمد تا براى 78 پرسشى كه همراه آورده بود پاسخ بگيرد .

ادبيات و نوشته‌هاى غيردينى

آثار غيردينى به زبان ادبى ، روىهم‌رفته ، اندك است و تماما سبكى روزمره دارد ؛ ولى ،
هامش
( 1 ) .Yoista( 2 ) .Ranha( 3 ) .Achtya( 4 ) . « از براى من ، اى زرتشت اسپنتمان ، اين اردويسور ناهيد را بستاى . كسى كه از براى اويوايشت از ( خاندان ) فريان‌ها در جزيرهء موج‌شكن رنگها صد اسب ، هزار گاو و ده هزار گوسفند قربانى كرد و از او درخواست اين كام‌يابى را به من بخشد . اى نيك ، اى تواناترين ، اى ارديسور ناهيد ، كه من به اختيه غدار خيره‌سر چيره شوم و كه من به سؤالاتش پاسخ توانم گفت ، به 99 سؤالات سختى كه به قصد خصومت از طرف اختيه غدار خيره‌سر از من مىشود . يشت‌ها ، ص 269 .