تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
بر سر راه اين واقف به اسرار ، راهنمايانش قرار دارند : يكى از آنها سروش ، يك ايزد پيام‌آور است كه شب‌ها نگهبانى جامعهء مؤمنان را بر عهده دارد ، و ديگرى آتور « 1 » ، ايزد آتش مقدس ، است . اينان به وى توضيح مىدهند كه هريك از محكومانى كه مىبيند در دوران زندگى به چه گناهانى دست يازيده‌اند و چرا بدين صورت كيفر مىبينند . اجراى كيفرها بر عهدهء ديوها است كه محكومان را به شدت عقوبت مىكنند . اين صحنه‌ها جلوه‌گاه همان خشونتى است كه غالبا ايرانيان با به كار بردن وسايل شكنجه‌هاى جان اوبار دربارهء گناهكاران و تبهكاران معمول مىداشتند . در اسناد مربوط به شهيدان مسيحى ايرانى كه به زبان سريانى نوشته شده ، بالاخص ، همين موضوع تشريح شده است . نكتهء شايان توجهى كه بر كسى پوشيده نيست توجه خاص مزداييان به دادگرى است كه از چند موضوع فرعى ، به خوبى ، استنباط مىشود . مثلا ، مردى كه روابط نامشروعى با همسر يك همكيش خود داشته ، تمام بدنش ، به جز يك پايش ، مجازات مىشود ؛ زيرا ، هنگامى كه به خانهء زن مىرفته ، در راه ، با اين پا جانوران موذى را لگدمال مىكرده است . بزه‌كار ديگرى هم از يك پا مجازات نمىشود ، زيرا با آن يك بار كاه را به پيش يك گاو نر در حال كار رانده است . پاره‌اى از گناهان را ما ، امروزه ، گناه محسوب نمىداريم ، مانند كلاه‌گيس بر سر گذاشتن و در حال غذا خوردن صحبت كردن . به عنوان مثال ، توصيفى كه از هوورشت « 2 » ، يكى از مناطق بهشت ، به عمل آمده بيان مىكنيم : چون سومين گام را به سوى هوورشت برداشتم ، بدان‌جا رسيديم كه مقر هوورشت است . آن را ابر روشنى مىنامند . و ارواح دادگران را مىبينيم كه بر اريكه‌ها و فرش‌هاى زرين برنشسته‌اند . در آن‌جا ، مردمى بودند كه فروزندگىشان با خورشيد كوس برابرى مىزد . من از سروش پاك‌دين و ايزد آتور پرسيدم : « اين چگونه جايى است و اين ارواح كيانند ؟ » سروش پاك‌دين و ايزد آتور پاسخ داد : « اين‌جا مدار خورشيد است و اين‌ها اروح مردگانى هستند كه خوب سلطنت و خوب حكومت كرده‌اند و پيشوايان خوبى بوده‌اند . » دورخ ، بنابر توصيفى كه ايرانيان از آن كرده‌اند ، دهشت‌انگيز است : دهانهء آزمند دوزخ را ديدم كه ، چون دره‌اى هولناك ، به محلى تنگ و دهشت‌زا منتهى مىشد ، جايگاهى چنان تيره و تاريك كه به ناچار مىبايست
هامش
( 1 ) . آذر ( 2 ) .Huvarst