تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
ملحقاتى به زبان فارسى ميانه بوده ؛ ولى ، قديمىترين متونى كه به دست افتاده فقط رونوشت‌هاى نسبتا جديدى است كه تدوين و تحرير آنها مربوط به زمان تازيان ( پس از سال 650 ) است . بسيارى از نوشته‌هاى دينى كه به‌جاى مانده حاوى ترجمهء متون اوستايى است ؛ ولى ، از آن هم بيش‌تر ، رسالاتى با مطالب اخلاقى يا حاوى شرايع و احكام دينى ، تفسيرها ، جدل‌ها ، دفاع از حقانيت دين ، پرسش‌ها و پاسخ‌هاى دينى و نظاير آن است . در دوران تازيان ، نويسندگان ايرانى زرتشتى الفباى جديدى ساختند و بر آن شدند كه متون فارسى ميانه را به صورت اصلى اين زبان ، يعنى طبق آنچه تلفظ مىشده ، بنويسند . متونى كه با الفباى اوستايى نوشته شده پازند ، و آنچه با الفباى بىاعراب تازى نگارش‌يافته پارسى نام دارد . بديهى است كه اين متون غالبا از فارسى درى نيز متأثر بوده است . نگارش اين آثار در زمانى صورت گرفت كه ديگر به زبان فارسى ميانه صحبت نمىشد . تطور زبان ادامه داشت و صورت‌هاى تازهء زبان فارسى درى با صورت ملفوظ خود در تلفظ قديم كلمات اثر مىگذاشت . از كتاب‌هاى فارسى ميانه ، علاوه بر ترجمه‌هاى پارسى و پازند ، ترجمه‌هايى هم به فارسى درى ، سانسكريت و گجراتى در دست است . البته ، بايد متذكر شد كه دو ترجمهء اخير فقط در سرزمين هند موجود است . از آثار فارسى درى ، مشهورتر از همه ، زرتشت‌نامه ( يك زندگىنامهء افسانه‌اى از پيامبر ) است كه يك موبد زرتشتى به نام بهرام پژدو ، در سال 1278 ، در 570 بيت پرداخته است . به زبان سانسكريت ، علاوه بر بسيارى آثار ديگر ، ترجمهء يسناى اوستا در دست است كه حائز اهميت بسيار است . قسمت اعظم اين ترجمه به قلم نريوسنگ « 1 » پارسى است كه بعدا تكميل شده . تاريخ آن تقريبا سدهء سيزدهم است . ترجمه از متن اصلى اوستا نبوده ؛ بلكه ، از روى ترجمهء فارسى ميانهء آن به عمل آمده و در بعضى موارد خيلى آزاد است و ، به علاوه ، پيداست كه مترجم در زبان سانسكريت چندان متبحر نبوده است . پارسيانى كه در هندوستان متوطن شدند كتاب‌هاى فارسى ميانه را به زبان گجراتى برگرداندند . اين اقدام منحصر به قسمت‌هاى مجزايى از اوستا نبوده ؛ بلكه ، شامل نوشته‌هاى دينى ديگر و هم‌چنين كتاب‌هاى غيردينى نيز مىشود . در هندوستان ، زبان روزمرهء پارسيان تغيير كرد و زبان گجراتى جانشين زيان مادرى آنان ، كه ايرانى بود ، گشت . به زبان گجراتى ، شرح و تفسيرهايى براى آثار فارسى ميانه و هم‌چنين ، كتاب‌هايى به تقليد از آنها تأليف يافت . رستم پشوتن هرمزديار ، نويسنده و شاعر در سدهء هفدهم ، كتاب‌هايى راجع به زرتشت و سياوخش تأليف
هامش
( 1 ) .Neryosang