به مزداپرست بودن كسى كه سكه به نامش ضرب شده اشاره مىشود . يك شخصيت بالاخص جالب پيروز ، برادر شاهپور اول ، حاكم خراسان ، بود كه به خود لقب وزورگ كوشان شاه « 1 » ( كوشان شاه بزرگ ) داده بود . متن سكهها چنين است : « مزداپرست پيروز يزدانى كوشان شاه بزرگ » ، گاهى هم سادهتر و فقط « پيروز شاه » ذكر شده است . وى يكى از حاميان مانى و ، درعينحال ، دوستدار آيين بودايى بود كه در آن اوان ، در شرق ايران ، رواج بسيار داشت ؛ چنانكه ، يكى از سكههاى وى ، با عبارت « بودّ ايزدى » « 2 » مؤيد اين معنى است . جز اينها ، از نوشتههاى رسمى ايران چيزى براى ما بهجاى نمانده است . اسناد رسمى ، از قبيل فرمانهاى شاهى ، خيلى نادر و منحصرا بهصورت ترجمه باقى مانده . فرمان يزدگرد دوم خطاب به ارمنىها ، كه طى آن از آنان خواسته كه از آيين مسيحى روى گردانيده به مزداپرستى گرايند ، به دو روايت كمابيش متفاوت در دست است كه يكى توسط اليشه وارداپت « 3 » ، نويسندهء تاريخ شورش واردان ماميكونى بر ضد ايرانيان ، و ديگرى وسيلهء لازار فرپسى « 4 » وقايعنويس نوشته شده است .
كتابهاى فارسى ميانه نوشتههاى پهلوى
كتابهاى فارسى ميانه ، كه معمولا ادبيات پهلوى به آن اطلاق مىشود ، خيلى فراوان است .
زبان اين كتابها ، نيز پهلوى ناميده مىشود . قسمت اعظم مطالب اين نوشتهها دينى و فقط تعداد كمى از آنها شامل موضوعات دنيوى است . پهلوى كتابى با مقدار زيادى هزوارشهاى سامى آميخته است . گاهى ، بهجاى هزوارشها ، خود واژهء ايرانى را مىنوشتند ؛ ولى ، پارهاى از عبارات فقط بهصورت هزوارش و پارهاى ديگر فقط بهصورت صدادار نوشته شده است .
سبك انشاى نوشتهها موجز ، بىروح و مخصوصا در متن دينى حتى جسته گريخته ، مبهم و نامفهوم است . مؤلفان كتابها اكثرا معلوم نيستند . عناوين اغلب متون شامل نام مؤلف است ، ولى نمىتوان اطمينان داشت كه كسى كه از وى نام برده شده واقعا مؤلف كتاب بوده است .
حتى ، گاهى ، نادرستى آنچه ذكر شده مسلم است . نام نسخهبرداران ضمن عباراتى كه معمولا در پايان كتاب ذكر مىشود بهجاى مانده ؛ ولى ، اين هم عموميت ندارد . مراحل اوليهء نگارش چنين كتابهايى به دورهء ساسانيان مىرسد . انتشار اوستا ، در آن زمان ، مستلزم توضيحات و
هامش
( 1 ) .vazurg Kusansah( 2 ) .BWDD'YZDY( 3 ) .Else Vardapet( 4 ) .Lazar Pharpeci