تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
كتزياس « 1 » و جز آنها ) موجود باشد . پرارزش‌تر از همه داستان زريدرس « 2 » است كه خارس ملطى « 3 » نوشته و به وسيلهء اثنايوس « 4 » به دست ما رسيده است . به شهادت كتاب استر در بخش عهد عتيق كتاب مقدس ، در دربار ايران باستان وقايع‌نويسى معمول بود . « 5 » پادشاه اخشوروش « 6 » ( خشايارشا ؟ ) چون خوابش نمىبرد دستور داد برايش كتاب تاريخ ( سفر هزيكرونوت « 7 » ) بخوانند . كتاب مقدس اين نام را با كلمات ديبره حياميم « 8 » كه به آن اضافه كرده است « كتاب تذكرهء تواريخ ايام « 9 » » معنى مىكند . اولين تسميه‌اى كه به عمل آمد ، به‌طور شگفت‌انگيزى ، نام يونانى اين‌گونه نوشته‌ها را در روزگار ساسانيان به خاطر مىآورد كه آگاتياس « 10 » آن را خاطرات
هامش
( 1 ) .Ktesiasپزشكى يونانى از خانواده‌اى كه افراد آن عموما پزشك بودند . به عنوان اسير جنگى به دربار ايران آمد . به گفتهء خودش ، پزشك مخصوص اردشير دوم ، پادشاه هخامنشى ، بوده است . پس از بازگشت ، تاريخ مفصل شرق را نگاشته كه ظاهرا در سال 7 / 398 ق . م به پايان رسيده است : تعيين تاريخ تولد و مرگش حتى به تقريب هم ميسر نيست . مأخوذ از مقالهء« F . Jakoby »درPaulys Real - Encyclopaedie، ج 2 / 11 . ( 2 ) .Zariadres( 3 ) .Chares von Mityleneخارس ملطى يك يونانى از همراهان اسكندر بود كه در ايران به دريافت منصبى نائل آمد . وى كتابى در تاريخ فتوحات اسكندر تأليف كرده است . مأخوذ از مقالهء« Schwarz »درPaulys Real - Encyc . 1، ج 2 / 2 . ( 4 ) .Athenaiosنويسندهء يونانى اهلNaukratisواقع در مصر ( مقارن سال دويست پس از ميلاد ) . كتابش تحت عنوان ضيافت دانشمندان شامل مقدار زيادى مطالب علمى و هم‌چنين سرگرم‌كننده است . اين كتاب ، كه در اصل در سى جلد تأليف شده و سپس خلاصه‌اى از آن در پانزده جلد تحرير يافته ، فاقد زيبايى سبك و هنرمندى رسالهء مهمانى افلاطون است . موضوع كتاب توصيف ضيافتى است كه يك رومى توانگر به نامLarensiosبراى دوستانش كه از طبقات مختلف من‌جمله پزشكان ، حقوق‌دانان ، نحويان ، فيلسوفان و موسيقىدانان‌اند ترتيب داده است . اين توصيف هم شامل وضع مهمانى و اغذيه و اشربه و هم شامل مكالماتى است كه ميان مهمانان ردوبدل مىشود . در جلد چهارم ، من‌جمله شادخوارىهاى يونانى و ايرانى با يكديگر مقايسه مىشود و پس از بحثى دربارهء شاهان ايران ، انتوان و كلئوپاتر مطرح مىشوند و سپس توصيف هريك از ملل ادامه مىيابد . مأخوذ از مقالهء« C . Robert »درPaulys Real - Encycl، ج 2 / 2 . ( 5 ) . در كتاب استر ، باب دوم آيهء آخر ( 23 ) چنين آمده : « پس اين امر را تفحص نموده صحيح يافتند و هر دوى ايشان را بر دار كشيدند و اين قصه در حضور پادشاه ( مقصود اخشورش است . م ) در كتاب تواريخ ايام مرقوم شد » . و نيز در باب ششم ، آيهء 1 : « در آن شب خواب از پادشاه برفت و امر فرمود كتاب تذكرهء تواريخ ايام را بياورند تا آن را در حضور پادشاه بخوانند » و نيز در باب دهم آيهء 2 « . . . آيا در كتاب تواريخ ايام پادشاهان مادى و فارس مكتوب نيست » ( در اين‌جا بايد به ناچار متذكر شد كه كتاب استر از لحاظ تاريخى ارزش زيادى ندارد . - م ) . ( 6 ) .Achasweros( 7 ) .sefer hazzichronot- كتاب خاطرات . ( 8 ) .dibre hayyamimبه زبان عبرى به معناى وقايع ( هريك از ) روزهاست . ( 9 ) . - پانويس شمارهء 5 همين صفحه . ( 10 ) .Agathiasملقب بهScholastikos، شاعر و مورخ يونانى از مردم آسياى صغير ( 582 - 536 ) در جوانى به ادبيات -