تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
هخامنشىها ، مقارن سال چهارصد ق م هم‌زبان مرده‌اى بوده است . در زبان جديد ، حروف اضافه جانشين حالات مختلف اسم در زبان كهن شد و صورت‌هاى مختلف افعال ( وجه آرزويى « 1 » ، ماضى نقلى ، ماضى مطلق ، ماضى بعيد ، آئوريست « 2 » و مستقبل و جز آنها ) به سرعت شگفت‌انگيزى از بين رفت . با اين تحول ، مىتوان تغييرات زبان‌هاى روميايى و يا در ميان زبان‌هاى اسلاو ، زبان بلغارى را مقايسه كرد ، ولى لازم نيست آن‌قدر دور رفت ؛ كافى است كه زبان كهن چكى را در نيمهء اول سدهء چهاردهم و زبان جديد چكى را در نوشته‌هاى ژان‌هوس « 3 » درنظر گرفت تا به سرعت تحول زبان چكى در ظرف هفتاد سال پى برد . در ايران هم ، بين 480 و 400 ق م ، وضع جز اين نبود . درحالىكه زبان گاثاها و زبان اوستاى جديد و زبان فارسى باستان ، از لحاظ ساختمان خود ، به زبان سانسكريت شباهت دارد ، شيوهء بيان زبان فارسى ميانه به فارسى درى شبيه است . ضمن پژوهش در اين زمينه با يك دسته مسائل پيچيده‌اى روبه‌رو مىشويم كه حل آن بسيار دشوار است . هميشه نمىتوان گفت كه عوامل درونى و مؤثر در يك زبان آن را در چه جهتى سوق مىدهد و چه تغييراتى در نتيجهء تأثير زبان‌هاى ديگر و من‌جمله زبان‌هاى غير هند و اروپايى است و اين دو عامل ( يعنى عوامل درونى و زبان‌هاى ديگر ) در چه مواردى باهم برخورد و يكديگر را تأييد مىكنند . فقط مىتوان گفت كه انگيزه‌هاى بسيار گوناگونى وجود داشته است . محتملا ، تطور طبيعى ، روابط اقتصادى و فرهنگى متقابل هريك از شهربان‌نشين‌ها و آميزش نژادها و گويش‌ها ، به تدريج ، در ايران منجر به ايجاد سيستم تازه‌اى در زبان شد كه صورت يك زبان رسمى رايج را داشت و بالاخره بر اثر سادگى خود مورد پسند ايرانىها و هم‌چنين غير پارسىزبانان واقع شد . اين مسئله نيز كه آيا اين زبان ريشه‌هايى مربوط به زبان‌هاى پيش از دوران آرياها هم داشته و تأثير آنها در اين چه بوده حائز اهميت است ؛ ولى ، متأسفانه ، پژوهش‌هاى ما در اين زمينه هنوز در مراحل بسيار ابتدايى است . سبك انشاى كتيبه‌هاى هخامنشى خشك و ثابت است . در آغاز كتيبه ، شاه ابتدا خود را با تمام عناوينى كه دارد ، و سپس نياكان خويش را نام مىبرد و آن‌گاه غرض از تدوين كتيبه را
هامش
( 1 ) .Optativ( 2 ) .Aoristدر زبان‌هاى هند و اروپايى و بالاخص يونانى ، زمان گذشته باتوجه به پايان عمل ؛ اين زمان براى حكايت كردن وقايع « نامعين » ولى پايان يافته در گذشته به‌كار مىرفته . ( 3 ) .Jan Husرفرماتور چك متولد 1369 كه در 6 / 7 / 1415 در كنستانتس ( واقع در ساحلBodenseeآلمان فعلى ) به جرم ارتداد سوزانده شد . دايرة المعارف بروكهاوس .