مختصرا بيان مىكند . پايان كتيبه شامل دعايى به درگاه خداوند است كه از او يارى مىجويد .
فىالمثل ، در كتيبهء اردشير دوم در همدان چنين مىخوانيم :
چنين گويد اردشير ( ارتخشترا ) داريوهوش شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه كشورها ، شاه اين كشور ، پسر داريوهوش شاه پسر اردشير شاه [ بود ] اردشير پسر خشايارشا شاه [ بود ] - خشايارشا پسر داريوهوش شاه ( بود ) داريوهوش پسر ويشتاسپ - هخامنشى [ بود ] : اين آپادانا [ كاخ ] بر اثر عنايت اهورامزدا و آناهيتا و ميترا به وسيلهء ما [ ؟ ] ساخته شده است . اهورامزدا ، آناهيتا و ميترا نگهبان من و كشورم و هر آنچه ما انجام دادهايم باشند . . .
( ترجمهء تولمن )
اين مفهوم احتمالى كتيبه است كه از آغاز تا پايان پر از اغلاط است . در ديگر كتيبهها ، شاه در ابتدا به كيش خود شهادت مىدهد ؛ مثلا خشايارشا در كتيبهء الوند :
بغ بزرگ است اهورامزدا ، بزرگترين خدايان ، كه اين زمين را آفريد ، كه آن آسمان را آفريد ، كه انسان را آفريد ، كه شادى را براى انسان آفريد ، كه خشايارشا را شاه كرد ، يكى از بسيارى شاهان ، يكى از بسيارى فرمانروايان .
سنگنبشتهء بهستان ، متعلق به داريوش اول ، حاوى گزارشهاى تاريخى گرانبهايى است .
سبك آن خشك و نسبتا ثقيل است ؛ ولى ، كوششى كه براى درستى مطالب و ذكر تمام جزئيات به كار رفته از آن پيداست . به ترجمهء تحت اللفظى داستان كامبوزيا و گوماتا گوش فرادهيم :
داريوش ، پادشاه چنين اعلام مىدارد : اين آن چيزى است كه توسط من انجام يافته ، پس از آنكه پادشاه شدم . با نام كامبوزيا ، پسر كورش ، از دودمان ما ، او پيش از اين اينجا پادشاه بود . اين كامبوزيا برادرى داشت به نام برديا ، از يك پدر و يك مادر با كامبوزيا . آنگاه كامبوزيا آن برديا را بكشت . وقتى كه كامبوزيا برديا را كشت به ملت خبر داده نشد كه برديا كشته شده است . سپس كامبوزيا به مصر لشكر كشيد . چون كامبوزيا به مصر لشكر كشيد ملت نسبت به او به دشمنى برخاست . پس از آن ، دروغ در كشور فزونى يافت ، در سرزمين پارس و ماد و ديگر سرزمينها ، داريوش شاه چنين مىگويد : مرد مغى بود به
تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 45
مساهمون: يان ريپكا
ص٤٥