و مخصوصا در كشورهاى هممرز فلسطين به زبان آرامى صحبت مىكردند . در الفانتين « 1 » ، واقع در جنوب مصر ، در بين اسناد يهودى ، قطعهاى از ترجمهء سنگنبشتهء بيستون به زبان آرامى پيدا شده است و به اين ترتيب ، بايد پذيرفت كه كاتبان آرامى در دوران هخامنشى نيز وجود داشتهاند و زبان آرامى در همان زمان هخامنشى در تمام آسياى مقدم رايج شده و به عنوان زبان ادارى و دولتى عموميت يافته است . « 2 » ايرانىها ، همانگونه كه نسبت به زبان كشورهاى زير سلطهء خود سختگيرى نداشتند ، نسبت به اديان آنان نيز احترام مىگذاشتند . هيچگونه مداركى كه حاكى از تضييقات دينى در روزگار هخامنشيان باشد در دست نيست و تعديات كامبوزيا در مصر ، در درجهء اول ، ناشى از طبيعت جبار و روح مستبد شخص او بوده است .
بعدها ، شاهنشاهى هخامنشى ، بر اثر نداشتن فرمانروايان لايق ، دسيسههاى بىشمار در دربار ، اختلاط عناصر گوناگون و همچنين وسعت فوق العادهء كشور و آزادى نسبى و بالاخره ناهماهنگى اقتصادى مناطق مختلف متلاشى شد .
سنگنبشتههاى هخامنشى
كهنترين و معروفترين سنگنبشتهء هخامنشى كه تاكنون كشف شده كتيبهء شاه آريا رامنه « 3 » ، پدر جد داريوش اول ، ( مقارن سال ششصد پيش از ميلاد ) است . جانشين وى ، آرشامه « 4 » ، نيز واداشت كتيبههايى انشا كنند ؛ ولى ، فقط يكى از آنها بهجاى مانده است . از كورش بزرگ فقط كتيبههاى معدودى در مرغاب به دست داريم . لكن ، پارهاى از محققان در اصالت اين آثار مشكوكاند . مفصلترين و باارزشترين كتيبهها مربوط به دوران پادشاهى داريوش اول است كه برخى حاكى از نشستن وى به اريكهء شاهى و در دست گرفتن حكومت بوده و پارهاى ديگر فعاليتهاى ساختمانى روزگار او را نشان مىدهد . بناها ، تنديسهها ، سرستونها ،
هامش
- كاتبان پادشاه را احضار كردند و موافق هر آنچه مردخاى امر فرموده به يهوديان و اميران و واليان و رؤساى ولايتها ، يعنى صد و بيست و هفت ولايت كه از هند تا حبش بوده ، نوشتند به هر ولايت موافق خط آن و به هر قوم موافق زبان آن و به يهوديان موافق خط و زبان ايشان .
( 1 ) .Elephantine( 2 ) . راجع به آرامى دولتى -W . B . Henning , Mitteliranisch , Handbuch der Orientalistik I . , 4 , I ,ص 21 به بعد .
( 3 ) .Ariyaramnaآرامشدهندهء آرياييان .
( 4 ) .Arsamaخرس نيرو .