بخشى از ايلام را ضميمهء خود ساخته بود ، به تدريج شروع به كسب اهميت بيشترى كرد . در متنهاى اكدى ، اين دولت انزان « 1 » ناميده شده است . فرهنگ اين دو دولت ، كه از آندو ، مادها تا سال 550 تفوق سياسى داشتند ، در ابتدا زياد بالا نبود ؛ ولى ، در آنجا هم ، سازمانهاى اجتماعى روىهمرفته همان بود كه در شرق سرزمينهاى كوهستانى ايران وجود داشت .
دوشبهدوش روحانيان عالىرتبه ( مغها ) نجباى جنگآور و فرمانروا قرار داشتند كه هفت خانوادهء آنها در ايران نفوذ زيادى در سياست سلسلهء جديد اعمال مىكردند . از لحاظ اقتصادى ، مهمترين طبقهء جامعه دهگانان بودند كه كشاورزى كشور را تأمين مىكردند و شبانان چادرنشين كه دامپرورى را بر عهده داشتند . در ايران باخترى ، پادشاهان ( خشيثيه ) « 2 » در رأس دولت قرار داشتند كه در پى تفاهم و يگانگى با طبقهء نجبا بودند و با اين همه ، در هر فرصتى ، ارادهء خود را تحميل مىكردند . سطح فرهنگ ، به تدريج ، تحت تأثير سامىها ، ايلامىها و اورارتئىها « 3 » بالا مىرفت . در هردو كشور ، تعداد زيادى بردگان وجود داشتند كه وضعشان براساس سنن آبا و اجدادى نسبتا قابل تحمل بود ؛ ولى ، فقط در متون يونانى به وجود اين بردگان اشاره شده و هيچگونه مدارك ايرانى راجع به اين طبقه در دست نيست .
هخامنشيان
خصايص حكومت و زبانهاى كشور آنان
در اواسط سدهء ششم ، كورش ، « 4 » فرمانروايى از دودمان ايرانى هخامنش ( اخاىمنس ) « 5 » كه بيشتر به نام يونانى خود ، كورش ، « 6 » مشهور است بر فرمانرواى خود ، استياگس « 7 » ، آخرين پادشاه مادى ، پيروز شده در آسياى مقدم يك امپراتورى ، يعنى دولت ايران بزرگ ، را بنيان گذارد و با جنگهايى كه كرد به استقلال بابل ، ليدى و ساير دولتها پايان داد . پسرش ، كامبوژيا ( كامبوزس ) « 8 » مصر را به زير سلطهء خود آورد و تا حبشه پيش رفت . شورشهاى بزرگى كه گوماتاى غاصب ، هنگام اقامت كامبوزيا در مصر ، برپا كرد اين دولت نوبنياد را با خطر انقراض روبهرو ساخته بود كه امير نيرومند با ارادهاى به نام دارىوهوش « 9 » ( داريوش ) ، كه از شاخههاى دودمان سلطنتى و سازماندهندهء زبردستى بود ، اتحاد امپراتورى را تجديد كرده
هامش
( 1 ) .Anzan( 2 ) .chsayathiya( 3 ) .Urartaierبه انگليسى :Urartian( 4 ) .Kurus( 5 ) .Achaimenes( 6 ) .Kyros( 7 ) .Astyages( 8 ) .Kambyses( 9 ) .Darayavahus ( Dareios )