تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢
اين انشاپردازان نظام الدين محمد هادى الحسينى الصفوى معروف به مهدى خان است « 1 » وى دبير ( منشى الممالك ) و مورخ نادر شاه و داراى منشآت است و تبحرى فوق العاده در دستور زبان جغتايى دارد و حتى فيزيك‌دان است . در تاريخ جهانگشاى نادرى ( كه ميرزا على عسكر آن را تصحيح كرده ) « 2 » و در درهء نادره ( كه ايهام به نام نادر شاه در آن كاملا آشكار است ) به توصيف ولىنعمت و فرمان‌رواى خود پرداخته است . محتويات دره تقريبا با تاريخ مطابقت دارد ؛ ولى ، از لحاظ تصنع و شيوهء نگارش ، تمام آنچه را تا آن زمان وجود داشته تحت الشعاع قرار داده است . مهدى فرمان يافته بود كه با روحانيان مسيحى در ترجمهء انجيل به فارسى همكارى كند و به واسطهء اين شركت در نقشهء اصلاحات دينى نادر بود كه مهدى خان را ، پس از قتل ولىنعمتش ، به خدانشناسى متهم ساختند . « 3 » كتاب مبانى اللغات او يك دستور زبان جغتايى است كه به فارسى نوشته شده . نگارش اين كتاب مرهون اهتمامى است كه مهدى خان ، از اوان جوانى ، براى درك كامل آثار شاعر محبوب خود نوايى داشت ، و به اين منظور ، به جمع‌آورى و تدوين مطالب و دقايق زبان مزبور پرداخت .

رسايل هندى ، انشا ، تذكره و امثال آن

رسايل جولانگاه مناسبى براى نويسندگان هندى بود كه از آن براى عبارت‌پردازىهاى متكلف و متصنع ، هم در لفظ و هم در معنى ، به نيكوترين وجهى استفاد مىكردند . در اين عرصه ، سردستگان نور الدين محمد ظهورى « 4 » و ملا طغرا در سدهء يازده هجرى و نعمت خان على ( وفات : تقريبا 1122 ه ) هستند و در رأس همه بيدل نابغه « 5 » قرار دارد . در نامه‌نگارى نيز ، كه آن هم شاخ‌هاى از درخت شعر و ادب ايرانى و هندى و ترك است و در پروش آن دقت و مواظبت بىحدوحصر به كار مىرفت ، همين سبك مصنوع و مستعار مورد پسند است . البته ، نخستين حكم‌رانان مغول روى خوشى به اين سبك نشان ندادند « 6 » ، با وجود اين ، قادر به سد راه
هامش
( 1 ) . - ص 430 . ( 2 ) . بنا به اظهار شفاهى استاد مينوى ، شخصى به نام على عسكر اردوبادى بوده كه كتاب‌هاى چاپ سنگى را مىنوشته و بعيد نيست كه همين شخص منظور مؤلف باشد . ( 3 ) . نقشهء اصلاحات دينى نادر شاه ، تا آن‌جا كه در تاريخ آمده ، عبارت از كوششى بوده كه وى براى قبولاندن مذهب شيعهء جعفرى در رديف مذاهب چهارگانهء اهل سنت مبذول مىداشت و معلوم نيست به چه علت مؤلف آن را به اتهام مهدى خان به خدانشناسى ( ؟ ) ربط داده است . ( 4 ) . - ص 423 . ( 5 ) . - ص 425 . ( 6 ) . - ص 347 .