سبك هندى در سدهء هفده به اوج شكوفايى خود مىرسد . در اين اوان است كه به يك رديف نامهاى برجسته برمىخوريم كه در رأس آنها منجمله چهرهء درخشان صائب قرار دارد .
بايد افزود كه در آن زمان هم همهء شاعران به سبك هندى راغب نبودند . از آن جمله بهايى ( وفات : 1030 ه . ) است . وى دانشمندى است كه آثار فوق العاده زيادى از او بهجاى مانده و درعينحال نويسنده و اگر موجبى پيدا مىشد شاعر بود . آثار زير از او قابل توجه است :
كشكول ، كه مجموعهاى ناپيوسته از داستانهاى كوچك عربى و ابيات فارسى است و پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش كه داستانى به طرز درج قصه در قصه از نوع كليله و دمنه است .
از همه مهمتر ، مثنوىهاى نسبتا كوتاه اندرزى و دينى وى با نامهاى رمزى نان و حلوا ، نان و پنير و شير و شكر همراه با اشعار و احاديث و اصطلاحات بىشمار عربى است . اين مثنوىها از لحاظ شعرى لطف خاصى ندارد ، لكن كاملا مبين فضل و دانش مؤلف خود است . فعاليت دامنهدار بهايى ( يعنى بهاء الدين محمد عاملى ) در زمينهء علم كلام شيعه ، حقوق و علوم دقيقه بود . غالب آثار خود را به عربى نگاشته است . از نظر سعيد نفيسى ، بزرگترين خدمت بهايى اهتمام وى در هماهنگ ساختن تصوف با احكام رسمى شريعت است 29 . همچنين ، سحابى استرآبادى ( وفات : 1010 ه . ) ، شاعر رباعىسرايى را كه بيست سال در نجف روزگار برده « 1 » ، مشكل مىتوان پيرو سبك هندى دانست . اين شاعر معتقد به وحدت وجود است و هرچند كه شبلى 30 او را در رديف مغربى « 2 » قرار مىدهد ، لكن نبايد شرايط و احوال مختلفى را كه اين دو شاعر « 3 » در آن مىزيستند از نظر دور داشت . يكى از بهترين شاعران دورهء صفوى « ملك الشعرا » ، پزشك و نديم شاه عباس اول ، شرف الدين حسن شفايى ( وفات : 1037 ه . ) ، دربارهء خود مىگويد كه در قصايدش پيرو خاقانى است . در غزل ، به زغم خويش ، در مسير تازهاى گام نهاده ، ولى در حقيقت شيوهء بابافغانى را با مختصر تغييرى درپيش گرفته است . در مثنوى معروف نمكدان حقيقت چنان از سنايى تقليد مىكند كه بعضى آن را اثر اين شاعر مىپنداشتند . خاقانى با سفرنامهء خود ، تحفة العراقين « 4 » ، سرمشق مثنوى مطلع الانوار شفايى نيز هست كه گاهى مجمع البحرين ناميده مىشود . مثنوىهاى ديگرى نيز از او در دست است ، ولى آنچه او را بيش از هرچيز ديگر معروف ساخته لحن تند و شخصيتش در مشاجرات قلمى و
هامش
( 1 ) . در دايرة المعارف فارسى « بيش از 40 سال » آمده .
( 2 ) . - ص 371 .
( 3 ) . در متن آلمانى « بهايى و مغربى » ذكر شده كه ظاهرا اشتباه است و از اينرو عبارت متن انگليسى ( اين دو شاعر ) ملاك قرار داده شد .
( 4 ) . - ص 289 .