اولى و احق به ذكر ركنا مسيح كاشانى ( وفات : 1066 يا 1070 ه . ) معلم صائب است . وى كه پزشك و شكاك بود و گاهى زبانى نيشدار داشت ، صد هزار بيت سروده است .
بسيارى از آنانكه ذكرشان رفت مثنوىهايى بهجاى گذاردهاند . اين نوع شعر در آن روزگار سخت رونق داشت و چنانچه موضوعش رمانتيك بود ، بيشتر شامل مضامينى بود كه در دوران كلاسيك ناشناخته بود و جنبههاى رمزى آن غالبا مبالغهآميز است . در اينجا ، مقام اول از آن مولانا حكيم زلالى خوانسارى ( وفات : 1024 ه . ) ، ملك الشعراى شاه عباس اول ، است . از كتاب سبعهء سيارهء وى بخش محمود و اياز شهرت يافت و آن يك مثنوى است كه شاعر 22 سال آخر عمر خود را صرف سرودن آن كرده است . وى با اين مثنوى مسلما هم فخر الدين على صفى ( وفات : 939 ه . ) ، پسر حسين واعظ معروف را كه پيش از او مىزيسته ، و هم صائب و ديگران را كه بعد از او آمدهاند تحت الشعاع قرار مىدهد .
صائب ، شوكت ، بيدل
يك شاعر از اول عهد صفوى و اصولا استاد اعظم شعر و ادب فارسى ميرزا محمد على صائب اصفهانى ( 1010 - 1087 ه . ) است كه به حكم زادگاه پدرش غالبا او را « تبريزى » مىخوانند .
از آنجا كه در زادگاه خويش قدرشناسى نيافت ، حوالى 1036 ه ، رهسپار هندوستان گشت و در آن ديار در دربار شاه جهان شهرتى عظيم يافت و چون پس از شش سال ، بنا به آرزوى پدر سالخوردهاش ، به ميهن بازگشت ، شاه عباس ثانى او را بنواخت و حتى رتبهء ملك الشعرايى را به وى ارزانى داشت . آوازهء صائب مرهون غزليات اوست . صائب حافظ را بزرگ مىدارد و بهطور كلى در شعر و ادب فارسى تبحرى بهسزا دارد . ثمرهء اين تبحر توأم با ذوق لطيف شاعرى نخبه چون او يك مجموعهء اشعار عالى است كه نسلهاى بعدى به حد وفور از آن مايه گرفتهاند . در زمينهء ليريك ، معانى فلسفى و امثال ساير كمابيش عميق و گاهى هم پيشپاافتاده را به سلك نظم مىكشد . از اينرو ، غزلياتش كمتر ناظر بر احساسات و بيشتر حاكى از تيزهوشى و نيروى مفكرهء عالى و تجربه بوده متكى بر مشاهدات عينى در تركيبات بىشمارى است كه از توازن فكرى برخوردار است و از اينروست كه آثارش تا اين حد خشك است .
دامنهء مضامين شاعرانه در اينجا وسعت مىگيرد و هدف از هنر شاعرى در دقت الفاظ و ريزهكارىها خلاصه مىشود . صائب سبك هندى را به اوج كمال مىرساند . وسعت دامنهء آثارش باورنكردنى و شامل سيصد هزار بيت است كه دوازده هزار بيت قصيدهها ، 130000