تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
توجه‌اند برمىگزينم . از حسين ضميرى اصفهانى ( وفات كمى پس از 985 ه . ) ، كه او هم يك منظومهء ليلى و مجنون پرداخته ، صرفا از اين جهت نام مىبرم كه كريمسكى 20 در وامق و عذراى او بازتابى از داستانى به همين نام از لامعى ( وفات : 8 - 937 ه . ) كه به تركى عثمانى است يافته است . هرچند مسلم نيست كه اين اصفهانى اصولا به زبان تركى آشنا بوده باشد ؛ ولى ، طبق امارهء ديگرى كه در دست است ، امكان انعكاسى از ادبيات ترك را نمىتوان به‌يك‌باره رد كرد . « شهرانگيز » ( مراد شهر تبريز است ) ، كه يك مثنوى از وحيدى قمى ( وفات : 942 / 6 - 1535 ) ، امردان زيباروى شهر 21 را عينا به همان شيوهء عثمان مسيحى ( وفات : 918 ه . ) ، كه پيش از او مىزيسته ، توصيف مىكند . دو قصيدهء هزل‌آميز تحت عنوان شهرآشوب كه آگهى خراسانى ( وفات : 932 ه . ) « 1 » در هجو هرات و حرفى در هجو گيلان سروده‌اند كاملا از سنخ ديگرى است . ملا وحشى بافقى ( وفات : 991 ه . ) ، در عصر خود ، به خاطر غزليات عشقى كه مىسرود ، شاعرى بسيار محبوب بود . سادگى كلام و سوزوگداز ناله‌هايش شباهتى تام به بابافغانى ( و فضولى ) داشت . هرچند وى از شيوهء كلى شعر آن زمان پيروى مىكرد ، ولى اشعارش نسبت به آثار پيشينيان ارزشى ندارد ؛ از آن گذشته ، وى شاعرى اندرزگو بود ( خلد برين ) و در عرفان نيز دست داشت ( ناظر و منظور ) و بالاخص اشعار رمانتيكش موفقيتى بزرگ كسب كرد ( در غير اين صورت وصال شيرازى در نيمهء اول سدهء نوزده محققا تن به اين زحمت درنمىداد كه مثنوى ناتمام فرهاد و شيرين وحشى را به پايان رساند ) . مسمط وحشى يك شاه‌كار واقعى به‌شمار است . مرثيهء دوازده‌بندى مولانا محتشم كاشانى « 2 » ( وفات : 996 ه ، به سن 91 سالگى به سال قمرى ) 22 تا به امروز لطف خود را كه ناشى از صفا و صداقت واقعى آن است از دست نداده . مرثيه‌هاى وى دربارهء فاجعهء كربلا بسيار شورانگيز است . از اين اشعار مكرر تقليد شده ، ولى هيچ‌كس نتوانسته است برتر از آن بسرايد . هرچند كه اين نوحه مبين تعصب فوق العادهء آن زمان در تشيع است ، سرايندهء آن چندان متعصب نبود . « 3 » شكواييهء يازده‌بندى وى در رثاى برادرش عبد الغنى هم كه رابط ميان او دربار هند بود معروف است . شاعر در ساير انواع شعر غنايى نيز طبع‌آزمايى كرده و موفقيت وى در آن به مراتب بيش‌تر از موفقيتش در زندگى روزمره‌اش بود ، زيرا در تجارت ابريشم ورشكست شد . سه ديوانى كه پرداخته است 23 اين
هامش
( 1 ) . - ص 346 . ( 2 ) . مقصود تركيب‌بند معروف وى در رثاى شهيدان كربلاست . ( 3 ) . ظاهرا اين اظهارنظر متناقض صفا و صداقتى است كه چند سطر پيش بدان متصفش داشته .