تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
موفقيت را به خوبى توجيه مىكند . قصيده‌هايى كه در مدح شاه‌زادگان سروده حتى نزد شاه تهماسب بىذوق نيز ، كه معمولا به علل مذهبى به مدحيه روى خوش نشان نمىداد ، حسن قبول يافت . « عاشق » جاويدان در ابداعات خود عنان اين احساس را رها كرد و اين معنى بالاخص در جلاليه به وضوح به چشم مىخورد كه عبارت از 64 غزلى است كه در ميان نثرى ليريك با توصيفاتى دربارهء عشق به شاطر جلال ، مطرب يك گروه هنرپيشهء سيار كه به كاشان آمده بود ، آورده است . زبردستى ما فوق تصورى در هنر مادهء تاريخ نشان داده ، بدين معنى كه ضمن شش رباعى كه به افتخار تاج‌گذارى شاه اسماعيل دوم ( بىكفايت ) ( 984 ه . ) سروده ماده تاريخ‌هايى را با تكلف گنجانده است 24 . اين همان اكروباسى با الفاظ است كه در دوران تيموريان نيز شكوفا بود « 1 » . محمد بن سليمان فضولى سه‌لسانى ( تولد پيش از 900 ه . ) در كربلا ، وفات : 963 ه . ) 25 ، كه بااحساس‌ترين غزل‌سرا و داستان‌سرا در زبان تركى آذربايجانى است ، با آن‌كه فعاليت ادبى خود را در عرصهء ادبيات فارسى آغاز كرد ، از لحاظ شعر و ادب فارسى درخور اهميت نيست . وى ، طبق معمول آن زمان ، ساقىنامه‌اى سروده و نيز كتاب رند و زاهد را به نثر آميخته به شعر نگاشته است . جاى شاعران « هجو » سرا نيز خالى نيست . محمد تقى الدين خيراتى تونى ( وفات : 961 ه . و به نظر نخجوانى : 970 ه . به وسيلهء سرودهاى مذهبى و داستانى كه به نام كتاب معجزات 26 در مدح دوازده امام تأليف كرد و هم‌چنين مدحيه‌هايى كه سروده خود را از مخمصه نجات داد و حمايت شاه تهماسب را به خود جلب كرد . در غير اين صورت ، دشمنانش هجوياتش را دست‌آويز ساخته و روزگارش را تباه كرده بودند . شكى نيست كه اثرى صرفا ادبى مانند گلزار ، كه نظيره‌اى بر گلستان است ، بر اين سلطان مقدس‌مآب چنين اثرى نمىداشت . ولى ، مرگ خيراتى شگفت‌انگيز است . بنا به مشهور ، وى از بام كه محتملا بر آن خوابيده بود فروغلطيده است و شايد هم‌چنان‌كه شايع است او را كشته باشند 27 . سدهء دهم هجرى با مرگ يكى از برجسته‌ترين پديده‌هاى اين دوره ، كه امروزه ديگر در ايران چندان شهرتى ندارد ، پايان مىيابد . وى محمد عرفى ( تولد 963 ه . ) است كه بلافاصله پس از اتمام تحصيلات زادگاه خود ، شيراز ، را ترك گفته به هندوستان شتافت . مكانتى كه در محافل دربارى آن‌جا و سرانجام نزد شخص اكبر يافت در او نخوتى پديد آورد . وى ، به سال
هامش
( 1 ) . - ص 399 .
تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 420 | يان ريپكا / عيسى شهابى