بيت آن يك مثنوى به نام قندهارنامه ( لشكركشى به قندهار ) و بقيهء آن غزليات است . با وجود همهء نبوغى كه صائب بدان متصف است ، آثارش كيفيتهاى مختلفى دارد . از داستان محمود و اياز وى اطلاعات دقيقى ندارم . بايد افزود كه صائب اشعار تركى نيز مىسرود . از اين انبوه سرسامآور برگزيدههاى مختلفى تنظيم شده است . صائب بر شاعران هند و ايرانى و همچنين عثمانى ( نابى ، ثابت و مكتب آنها ) تأثيرى سحرآميز داشت . متأسفانه ، در ايران امروز مقامى را كه شايستهء اوست ندارد ، هرچند كه در اين اواخر به جبران اين قصور اهتمام مىرود .
شوكت بخارى ( وفات 1107 ه . ) و بيدل هندى ( وفات : 1133 ه . ) ، كه آخرين نمايندهء بزرگ اين سبك است ، در شيوهء هندى باز هم پيشتر رفتند . هرچند شوكت بازپسين سالهاى زندگى خود را در قلب ايران دورهء صفوى به سر برد ، ولى در اين سرزمين از توجهى كه درخورش بود برخوردار نشد . بيدل در ايران مطلقا حسن قبول نيافت ، از آنكه ناچار بود با تمامى انديشههاى كشورى كه دستخوش سير دايمى قهقرايى گشته و در سراشيبى سقوط افتاده بود فاصله گيرد .
تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 425
مساهمون: يان ريپكا
ص٤٢٥