چارپايان بزرگ و آدميان و پرندگان و آتشهاى سرخشعله و همچنين ، براى گياهان و خوراكها پناهگاهى زيرزمينى برپا سازد كه ، در آنجا ، اين آفريدگان ، بدانسان كه در بهشت باشند ، از اين فاجعه جان به سلامت برند . در اينجا ، جم بهصورت يك منجى آفرينش تجلى مىكند كه همهء موجودات را در « ور » « 1 » ، دژ زيرزمينى خود ، نجات خواهد داد .
پاكيزگى و تندرستى براى ايرانيان باستان داراى ارزشى ما فوق تصور بود . ويدودات براى نظافت و درمانهاى پزشكى پاداشهايى تعيين مىكند « 2 » . تعرفهء پاداشها نمايشگر درجات و مقامهاى اجتماعى و همچنين ، اهميت اهالى مناطق ايران از لحاظ اقتصادى است . اتوربان ، به جاى پول ، بركت مىداد كه نيروى آن را مؤثرترين وسيله مىدانستند . پادشاه يك شتر ، شهربان يك اسب نر ، كدخدا يك ورزگاو و كشاورز يك ماده گاو آبستن مىداد . براى كدبانوى خانه ماده گاوى كه هنوز آبستن نشده ، براى چاكر يك گاو شيرده و براى بچه يك بره تعيين شده بود . قراردادها با قول شرف ، دستبهدست زدن و يا با سپردن وديعه بسته مىشد . نقض حق و قانون مجازاتهاى بدنى در پى داشت ؛ ولى ، بعدها ، اجازه داده شد كه خاطى مجازات خود را با پول بخرد . ويدودات شامل دستورهاى مفصل راجع به پاكيزگى ، مخصوصا ، در مورد ناپاكى ناشى از تدفين اجساد است . فرگرد « 3 » ( فصل )
XIX
افسانهء وسوسه كردن گوهر پليد به پيامبر است :
از سمت شمال به اين سو ، از سمتهاى شمال به اين سو ، انگرمينيوى بسيار تباهكننده ، ديو ديوها ، به من نزديك شد . او ، انگرمينيوى فريبگر بسيار تباهكننده ، چنين گفت : « ( اى ) ديو دروغ ، برو و زرتشت ، پرستندهء راستى را بكش » . ديو دروغ به پيرامون او دور زد . . . زرتشت دعاى اهون وئيريه « 4 » برخواند . . . آبهاى خوب « دئيتيهء » « 5 » خوب را ستاييد و به پيروى از كيش
هامش
( 1 ) .Var( 2 ) .IX، صص 37 به بعد .
( 3 ) .Farkart( 4 ) .Ahuna Vairya، بزرگترين دعاى دين مزديسناست .
( 5 ) .Daitya، وانگوهى دائيتيا اسم رودى است . ونگوهى صفت است ، يعنى نيك . بسا ، در اوستا ، دائيتيا بدون اين صفت آمده است . در پهلوى ، دائيتيك مىباشد . تعيين محل اين كوه ( ظاهرا غلط چاپى است و مقصود رود است . م ) منوط به دانستن محل مملكت ارياويچ مىباشد ؛ زيرا كه اين رود در اين مملكت جارى است . بند هش در فصل بيست ، در فقرهء 135 ، گويد : « آب رود دائيتيك از ايران ويژ آيد و به كوه كوفستان ( ؟ ) شود . از همه رودها در آن جانور موذى ( خرفستر ) -