تو ، اهورامزدا ، به جز با من ، زرتشت ؟ به كى دربارهء آن ، كيش اهورايى زرتشتى ، آموزش دادهاى ؟ » اهورامزدا در پاسخ چنين گفت : « من با جم « 1 » زيبا ، كه داراى رمههاى نيكو است ، اى زرتشت پرستندهء پاكى و راستى ، از آدميان با او ، براى نخستينبار ، سخن راندهام ؛ من ، اهورامزدا ، به جز تو ، زرتشت ، دربارهء آن ، كيش اهورايى زرتشتى ، به او آموزش دادهام . آنگاه من ، اى زرتشت ، من ، اهورامزدا ، به او گفتم : خود را آماده ساز ، اى جم زيبا ، زادهء ويونگهان « 2 » ، كه كيش مرا نگاه دارى و از آن مواظبت كنى . پس از آن ، اى زرتشت ، او ، جم زيبا ، به من پاسخ داد : من آفريده نشدهام و آموخته نيستم كه اين كيش را نگاه دارم و از آن مواظبت كنم . آنگاه من ، اهورامزدا ، به او چنين گفتم : اى جم ، اگر خود را آماده نمىسازى كه كيش مرا نگاه دارى و از آن مواظبت كنى ، پس جهان مرا پايمردى كن ، پس جهان مرا فزون كن ، پس خود را ، چون پشتيبان ، پاسبان و پاسدار جهان ، به فرمان من گذار » .
آنگاه ، اى زرتشت ، او ، جم زيبا ، به من پاسخ داد : « من آمادهام كه جهان تو را پايمردى كنم ، آمادهام كه جهان تو را افزون كنم ، آمادهام كه خود را چون پشتيبان ، پاسبان و پاسدار جهان ، به فرمانت گذارم ، مباد كه به روزگار شهريارى من باد سرد وزان باشد و نه داغ ، نه بيمارى باشد و نه مرگ » . آنگاه من ، اهورامزدا ، به او دو ابزار ( چون نشانهء فرمانروايى ) دادم : يك ناوك زرين و يك تازيانهء زرنشان « 3 » . بدينگونه ، جم هردو نيرو را داراست . و بر قلمرو جم سيصد زمستان گذشت . آنگاه ، زمين او ، در اينجا ، از چارپايان خرد و چارپايان بزرگ و آدميان و سگان و پرندگان و آتشهاى سرخشعله پر شد :
ديگر چارپايان خرد و چارپايان بزرگ جايى نمىيافتند . پس ، من جم را آگاهانيدم : اى جم زيبا ، اى زادهء ويونگهان ، پر است زمين ، در اينجا ، از اجتماع چارپايان خرد و چارپايان بزرگ و آدميان و سگان و پرندگان و آتشهاى سرخشعله : ديگر چارپايان خرد و چارپايان بزرگ و آدميان جايى نمىيابند » . آنگاه ، جم ، در نيمروز ، به سوى روشنايى ، به راه خورشيد درآمد :
زمين را با ناوك زرين خراشيد و تازيانه را بر آن ماليد درحالى كه چنين مىگفت : « اى ارمتى « 4 » ، محبوب مقدس ، پيش برو و خويشتن بگشاى تا برتوانى
هامش
( 1 ) .Yima( 2 ) .Vivahvant( 3 ) . در يشتها ( تحت عنوان جمشيد ) نگين زر و عصاى زرنشان آمده . ص 1 - 182 .
( 4 ) .Armatay، فرشتهء موكل زمين .