افراد ، از جهات بسيار مختلف ، و تكاليف و خرافات دين ايران باستان ، بهصورت دستورالعملهايى ، بيان مىشود . از تميز نگه داشتن و مواظبت آتش و ديگر عناصر ، به ويژه آنها كه ممكن است بر اثر تماس با بدن مرده آلوده شوند ، سخن مىرود ؛ مراسم تميز كردن كسى كه با نعش سروكار داشته تشريح مىگردد ؛ بندهايى از گاثاها كه براى دفع گوهرهاى پليد ( اهريمنان ) مؤثر است ذكر مىشود ؛ بر مواظبت از انواع مختلف سگ و ديگر جانوران سودمند تأكيد مىشود ؛ از گناهان گوناگون ، كه به زيان نظام اجتماع است ، و از نقض قراردادها و جز آنها بحث مىشود . در فصل نوزدهم ، افسانهاى از زرتشت نقل مىشود كه چگونه گوهر پليد ( اهريمن ) انگرمينيو در وى وسوسه كرد تا از آيين برحق برگردد و به او گرود . اين پليد ، در ازاى آن ، به وى نويد نامآورى و توانگرى داد ؛ ولى ، پيامبر او و ديوهايش را ، به نيروى اوراد ، از خود براند . ويدودات شامل بسيارى جزئيات تاريخى و فرهنگى است كه به وسيلهء آن مىتوان زندگى جامعهء مزديسنا و اخلاق و اعتقادات و خرافات غالبا شگفت آن را عميقا بررسى كرد .
تصورات مربوط به ديوها ، كه سراسر طبيعت در پيرامون ايرانيان جولانگاه آنان است ، بسيار جالب است . خصيصهء اصلى هر فرد ايرانى بايد احتياط سستىناپذير در نبرد با نيرنگهاى اهريمن باشد . از اين معتقدات ، توجه كامل به هر آنچه آدمى را بيدار و هوشيار مىدارد آشكار است : فرمانبردارى از گوهرهاى نيك ؛ سودمندى حيوانات خانگى ، مخصوصا سگ ، كه از انسان در برابر راهزنان دفاع مىكند ؛ و خروس ، كه تاريكى را مىراند و آدمى را براى نماز گزاردن و كار كردن بيدار مىكند ؛ و عناصر نيك ، به ويژه آتش ، كه ديوها را دور مىكند .
افسانهء مندرج در فصل دوم ويدودات نمونهاى از يك افسانهء كهن است كه بهتر از آن ميسر نيست . در اين افسانه ، ترس از « انقراض عالم » ، همراه با اميدوارى به رستگارى ابدى و انتقال به دوران مينوى آينده ، منعكس است كه مشابه آن را در سرودهاى مناطق شمالى به نام ادا « 1 » مىشناسيم :
زرتشت از اهورامزدا مىپرسد : « اى اهورامزدا ، مقدسترين خرد ، آفريدگار جهان مادى ، اى مقدس ، با كدام يك از آدميان براى نخستينبار سخن راندى ،
هامش
( 1 ) .Eddaنام دو اثر مختلف از ادبيات باستانى ايسلند است . در اثر قديمىتر ، كه منظوم است و ترانههاى ادا نام دارد ، قسمتى مربوط به تاريخ اساطيرى مناطق شمالى و قسمت ديگر شامل حماسههاى ژرمنى و مهمترين منبع اين حماسهها به شمار مىرود . قسمت اعظم اين ترانهها مربوط به دوران وى كينگرها( Wikinger )( سدهء 9 - 12 ميلادى ) است . نظر به اهميتى كه اين ترانهها از لحاظ فرهنگ باستانى نژاد ژرمن دارد ، هرمان گورينگ ، سياستمدار نازى دختر خود را ادا ناميد .