سبك « هندى »
ببينيم اين سبك « هندى » 10 ، كه تحت نفوذ مردانى چون عرفى ، فيضى ، فصيحى ، صائب ، شوكت ، بيدل و جز آنها فرمانرواى شعر و ادب شد ، عبارت از چيست . اين سبك عبارت از مكتبى است كه بعضى خصوصيات را از دورهء تيموريان پذيرفته ( نشانههايى از آن در سخن حافظ ، نزارى و اطرافيان آنها و حتى پيش از آن در كلام امير خسرو ديده مىشود ) و خصوصيات ديگرى به آن افزوده شده است . صورت آن زياد مطلوب بود و مخصوصا در هندوستان رواج يافت . لكن ، بايد مؤكدا تصريح كرد كه استادان اين سبك عمدتا در ايران زاده بودند و اين شيوهء نگارش نه تنها در هندوستان ، بلكه ، عينا ، به همانگونه ، در ايران نيز شكوفا شد . توجه شاعران به اين سبك در اواخر سدهء ده هجرى آغاز گشت ، ولى زمينه براى اين توجه در دورهء پيش از آن آماده شده بود . تصنع و تكلف ميراثى از هرات است . سبك هندى اين مختصات را گسترش داده بهصورت شگرفى درآورد . الفاظ و معانى اشعار چنان پرپيچو خم است كه به لابيرنتها و معماهاى واقعى مىماند ، چنانكه انسان غالبا چنين مىپندارد كه فهم آن جز با رمل و اسطرلاب ميسر نيست . ظرافت در نكتهپردازى به حد اعلا مىرسد و در نتيجه احساس را محلى از اعراب نمىماند . عناصر هندى را به حكم تازگيى كه دارد ، حلاوتى دگر است و شاعران با استادان آزمودهء متقدم بيگانه مىشوند . اين كيفيت از آنرو دوام مىيابد كه تعصب در تشيع در را به روى حكمت و هرچه پيوندى بلاواسطه با الهيات ندارد مىبندد . و نيز محتاج به تذكر است كه فراگرفتن اين علوم متضمن منافع شخصى نيز هست . مسائل فلسفى ( يا بهتر بگوييم ، اصول متعارف اخلاقى ) و معانى عرفانى كه شاعران مدام آن را پيرايهء سخنان خود مىسازند چيزى جز مطالب حكيمانهاى كه بهصورت كلمات قصار درآمده و از كثرت استعمال به ابتذال گراييده نيست و براى توضيح بيشتر آنها موضوعاتى مشابه از تجارب زندگى مثال آورده مىشود كه مستلزم داشتن مطالعاتى در زندگى روزمره است و مىتوان آن را سود واقعى و جنبهء مثبت اين سبك دانست . فاصلهء عظيم ميان دو قطب ، آنگاه كه عاشق در برابر معشوق چون سگ به خود مىپيچد ، اعم از آنكه مفهوم تحت اللفظى يا تمثيلى آن اراده شده باشد ، نمايشگر برده ساختن وجدان است كه ملازم تمركزطلبى ( سانتراليسم ) صفويه بود . مگرنه خود سلطان را آرزويى جز آن نيست كه « سگ آستان امامان معصوم » 11 باشد ؟ چنين طرز بيانى را حتى خودكامهاى مطلق العنان چون سلطان سليم اول ، پادشاه عثمانى ( 26 - 918 ه . ) ، نيز در بيان مناسبات خود با معشوق به كار مىبرد 12 و حتى مدتها پيش از آن كمال خجندى ( وفات : 803 ه . ) نيز خود را به سگى تشبيه مىكرد كه به