تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
غالبا حامى و مروج مجاهدت‌هاى ادبى بودند . و چه بسا كه خود به عنوان شاعر در آن سهمى داشتند . فىالمثل ، شاه اسماعيل اول يك ديوان شعر به زبان تركمنى دارد و پسرش سام ميرزا تذكرهء مهمى راجع به شاعران ايرانى معاصر پرداخته است . اكنون ، نام‌هاى بسيارى از شاعران را مىدانيم كه متأسفانه در آثارشان هنوز پژوهشى به عمل نيامده و به اين جهت صرف دانستن اسامى آنان ، لااقل در زمان حاضر ، چيزى بر معلومات ما نمىافزايد . فقط جاىبه‌جاى بعضى امارات مسير تطورات ادبى را مشخص مىسازد . اختلاف شعر و ادب اين دوره با سابق در اين است كه سابقا ادبيات روىهم‌رفته پرمايه‌تر بود . اين كم‌مايگى را مىتوان نشانهء يك انحطاط واقعى دانست ؛ ولى ، از سوى ديگر ، چنانچه در اين سبك نوين كه تا حدودى جانشين سبك خراسانى و عراقى هردو گشته استقصايى عميق‌تر به عمل آيد و مخصوصا بر آن پيش‌داورى كم‌ترى از آنچه از بعد از دورهء صفوى تا امروز حاكم بر نظريات بوده حكم‌فرما باشد ، دور نيست كه در آراى سابق تغييراتى به نفع اين سبك حاصل گردد . علت ديگر فقدان قريحه‌هاى درخشان ، در درجهء اول ، اين است كه از سدهء ده هجرى به بعد وضع اقتصادى خاور نزديك ( در نتيجهء از دست رفتن مستعمرات ايتاليا در كرانه‌هاى درياى سياه و كشف راه دريايى هندوستان به وسيلهء پرتغالىها 5 به وخامت گراييده لاجرم انحطاط فرهنگ عمومى را در پى داشت . لكن ، علت‌هاى ديگرى را نيز بايد ذكر كرد : تاريخ ايران نشان مىدهد كه عدم مركزيت براى شكوفا شدن ادبيات فئودالى مساعد بوده . با برآمدن صفويه ، امور شديدا تمركز مىيابد . اينان عقايد مذهبى را تحت اصول معينى قرار داده به يكسان ساختن آراى عمومى مىپردازند ، و به موازات آن ، به‌طور كلى ، تحصيلات را مقيد مىسازند . تحصيل علوم دينى دورنمايى بس فريبنده دارد : غايت آمال جوانان عصر صفوى جز اين نيست كه مجتهدى ( يعنى يك مفسر ذى صلاحيت احكام دينى و مسائل فقهى ) با قدرت مطلق بشوند . مينورسكى فقدان شاعران بزرگ را در نتيجهء اين مىداند كه عرفان ، كه يك ركن اساسى ادبيات فارسى درى است ، معمولا بازتابى از اوضاع اسف‌انگيز و محروميت‌هاى مردم است ، درحالىكه ايرانيان عهد صفوى ابتدا به حفظ موجوديت خود كمر بسته سپس به توسعهء متصرفات و ديگر مسائل عملى پرداختند 6 . زندگانى خانقاهى تحت فشار سياست صفويه از ميان مىرود ، و در نتيجه ، تفكرات و ديد عرفانى نيز از عرصهء شعر و ادب رخت برمىبندد ، از آن‌كه مجتهدان سخت در پى دست‌گيرى و آزار صوفيان‌اند . نگه‌دارى مثنوى مولوى در خانه همراه با خطر دايمى است . به علاوه ، شاه تهماسب اول ( 84 - 930 ه . ) پيروان سلسلهء مولويه را
تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 414 | يان ريپكا / عيسى شهابى