از ايران بيرون راند . آخرين شاه ( واقعى ) سلسلهء صفويه حسين منحط ( 35 - 1106 - 1139 ه . ) ملقب به ملا حسين ، است كه آلت دست واقعى ملايان عنانگسيخته 7 بود و صوفيان را به وضعى فجيعتر از اسلام خود تعقيب مىكرد . شايد بتوان اين دشمنى صفويه را با زيادهروىهاى تصوف يك جنبهء مفيد سختگيرىهاى اين سلسله دانست ؛ ولى ، متأسفانه ، يك زشتى جاى خود را به زشتى ديگر داد . از ترويج علم و ادب جلوگيرى مىشود و تاريكى نادانى بر سراسر حيات فرهنگى سايه مىافكند كه فقط اخگرهاى بسيار معدودى در آن مىدرخشد . ملاصدراى شيرازى فيلسوف ( وفات : 1050 ه . ) و شاگردانش ، ملا محسن فيض كاشانى ( وفات : 1091 ه . ) 8 و عبد الرزاق فياض لاهيجانى ( وفات ، بعد از 1072 ه . ) ، از آن جملهاند . دو نفر اخير الذكر كوشا بودند كه تعليمات استاد را با مبانى دين وفق دهند . در تمام دوران سلطنت اين سلسله ، كه متجاوز از دو قرن دوام يافت ، بيش از دو شاه لايق وجود ندارد .
فقط در عهد شاه عباس اول اوضاع تا حدى براى شاعران دنيوى مساعد به نظر مىرسد . در دوران سلطنت وى ، كشور به اوج قدرت رسيده از رونق اقتصادى عظيمى برخوردار است كه نتيجهء اتخاذ يك سياست مدبرانهء خارجى و داخلى و استفادهء صحيح از مالياتهاست . تقويت ادارات دولتى و حمايت از عناصر ايرانى در طبقات حاكمه به سود قاطبهء مردم ايران تمام مىشود 9 ، ولى در اينجا هم ساختمانهاى پرهزينه و راهسازىها و جنگهاى پايانناپذير بنيهء مالى ملت را سخت ضعيف مىسازد . در اين هنگام ، آوازهء سخاوت دربار دهلى تأثيرى كاملا متفاوت داشت ، چنانكه شاعران نسبتا مهم بدان روى آوردند ؛ از آنكه ، در آنجا ، نويد سودهاى سرشارترى مىرفت و بعضى اوقات وجدان آنها از آزادى بيشترى برخوردار بود . با وجود اين ، شاعران هميشه در آنجا خوشدل نبودند ، زيرا خواهوناخواه ملزم به تطبيق دادن خود با محيطى بيگانه بودند كه در نتيجهء آن مدام از استادان كهن ايرانى فاصلهء بيشترى مىگرفتند . بدين ترتيب ، بخشى از حيات فرهنگى به هندوستان منتقل شد و شاعران طراز اول در آنجا به فعاليت پرداختند . بدين واسطه ، مورخان ادبيات هندو ايرانى و منتقدان راغب نيستند كه بر نظر نامساعدى كه ايرانيان نسبت به سبك ادبى دوران صفويه دارند صحه گذارند .
مع ذلك ، اين نظر در ادبيات هندو ايرانى تا دوران معاصر بر همهء نظريات ديگر غلبه دارد ؛ ولى ، با وجود آنكه سبك « هندى » ( اين اصطلاح خيلى دير به وجود آمد ) در ايران امروز چندان مطلوب نيست ، ميان دانشمندان ايرانى نيز در اينباره وحدتنظر حكمفرما نيست .
تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 415
مساهمون: يان ريپكا
ص٤١٥