تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
كنايه‌گو و فوق العاده متصنع بود ، و شاگردش ، بساطى سمرقندى ( وفات : 815 ه ) ، كه بلندپروازى را بدان پايه رسانيد كه به صرافت شرطبندى با كمال خجندى « 1 » افتاد ؛ ديگر ، شاه نعمت اللّه ولى ( وفات : 834 ه ) ، سيدى از مردم حلب ، كه بنيان‌گذار مشهور سلسلهء نعمت اللهى است ( از سدهء هشتم هجرى به بعد اوليا را « شاه » مىخواندند ) 8 . وى بيش از سيصد رسالهء عربى و فارسى در عرفان تأليف كرده است ؛ ولى ، از آن‌كه بگذريم ، شاعرى متوسط و بيانش خالى از حلاوت است . از كلامش بدون هيچ‌گونه ابهامى پيداست كه از معتقدان وحدت وجود به طريقهء مغربى است . شاه قاسم الانوار ( وفات : 837 ه ) از مشايخ آذربايجانى است كه با او دوستى داشت و به او شبيه بود . وى در مظان هواخواهى از صفويه و بدعت حروفيه بود ( بنا به گفتهء جامى 9 ، شاگردان قاسم به احكام اسلام بىاعتنا و مناديان نوعى از مرام اشتراكى بودند ) . وى من‌جمله مثنوى انيس العارفين را نگاشته كه ناظر بر توضيح اصطلاحات عرفانى است . امير شاهى سبزوارى ( وفات : 857 ه ) از اعقاب سربه‌داران دمكرات‌منش است . شعر اين شاعر چنان خوش‌آهنگ بود كه حتى سلطان سليم اول ( 20 - 1512 م ) ، پادشاه عثمانى ، نيز از او اقتفا كرد 10 ؛ آصفى هراتى ( وفات : 923 ه ) شاعرى والاجاه است ؛ كمال الدين بينايى ( بنّايى ) هروى شاعرى از سلك حافظ است كه به سال 918 ه به جرم پيروى از مذهب تسنن به قتل رسيد . وى مؤلف داستان پنج هزار بيتى بهرام و بهروز يا باغ ارم است كه ضمن آن من‌جمله نظريات اجتماعى و اخلاقى خود را نيز بيان مىكند 10 الف . وى مورخ هم هست . « بنايى را على شيرمردى با شايستگى و معلوماتى غيرعادى و اطلاعاتى عميق در كليهء رشته‌هاى دانش ، ولى بسيار متفرعن و بدگمان توصيف مىكند كه به همين جهت هم دچار تنگ‌دستى شده است » 11 . وى دو بار ، بىپروا ، با نوايى به منازعه برخاست . گروهى از شاعران در پى آن بودند كه با نگارش يك خمسه شهرتى كسب كنند ، ولى به ندرت به ساختن بيش از يكى دو منظومه توفيق يافتند و اين نكته كه فقط جزيى از آثار آنان ، آن هم تنها در يك نسخهء منحصربه‌فرد به دست مانده خود دليل كم‌ارجى ابداعات آنهاست . ناگفته نماند كه داستان‌ها از لحاظ كيفيت بر ساخته‌هاى تغزلى برترى دارد . داستان‌هاى شاعرانهء نسبتا كوچك تعدادش زيادتر و نيز بيش‌تر مورد توجه است . كاتبى ترشيزى ، كه پيش از اين ذكرش رفت ، دربارها و شهرهاى مختلف را زير پا گذارده طبع خود را در هردو زمينه آزمود . در قالب خمسه ظاهرا فقط گلشن ابرار و ليلى و مجنون را نگاشته است ؛ ولى ، در عوض ،
هامش
( 1 ) . - ص 370 .