تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
ذو بحرين است . « 1 » شاعران هرات ، مانند اهلى شيرازى ( وفات : 942 ه ) ، توانستند دنبالهء قصيدهء مصنوع سلمان ساوجى ( وفات : 778 ه ) را بگيرند ، ولى تصنع و تكلف را به حد اعلاى ممكن رساندند . قصيده‌اى كه وهمى به مناسبت زناشويى شاه‌زادهء هندى داراشكوه ( 1043 ه / 4 - 1633 م ) سروده دليل بر آن است كه عصر صفويه نيز به صنايع لفظى بىاعتنا نبوده است . بر خلاف قصيدهء فلسفى ، چه بسا كه معانى بر اثر به كار بستن چنين عوامل و صناعاتى به آسانى تباه مىشود . به‌طور كلى ، وجه شاخص اين دوره فدا كردن معنى براى لفظ است . غزليات از لحاظ مضامين سخت محدود است و تقريبا همه طبق يك نمونهء معين سروده شده است . مادهء تاريخ و معماهاى مبتنى بر كلمات و حروف به شدت مطلوب و مورد توجه است و مخصوصا انواع معما چنان قدر و منزلتى دارد كه گويى باارزش‌ترين انواع ادبى است . در همهء ديوان‌ها ، قصيده ناگزير در برابر چنين رقيبانى به مقامى بس فروتر قناعت مىورزد . براگينسكى 5 با اين تأويل كه قصيدهء مدحيه در دوران مغولان ، به حكم ناآشنايى اينان با زبان فارسى ، اهميت خود را از دست داده و برعكس بر رواج غزل ، به علت رقت زيادى كه طبعا از آن برخوردار است ، افزوده بود « 2 » ( چنان‌كه اين كيفيت را فقط يك دوران رونق بدانيم ) ؛ مخالف است و براى اثبات نظريهء خود به سلمان ساوجى اشاره مىكند كه ظهورش در آن شرايط متناقض اين تأويل است . وى منشأ اين دگرگونى را در اعتراض طبقات شهرى مىبيند كه وسيلهء ابراز آن همان غزل بوده است . شهريان نمىتوانستند زير بار تجاوز فرمان‌روايان به مايملك خصوصى و « محصول دست‌رنج » خود بروند ، زيرا بر اثر آن رشد اين افراد ، كه زحمت‌كش‌ترين و « بافرهنگ‌ترين » طبقهء اجتماع در قرون وسطا بودند ، ناگزير دستخوش فتور مىشد . به عقيدهء او ، شهرها در درجهء اول خواستار آزادى دادوستد و استقلال اقتصادى و تحديد خودكامگىهاى فئودالى بودند . به گفتهء محقق نام‌برده ، دليل بر اين اعتراض‌ها پاىبند بودن به آزادى ، استقلال شخصى ، اعلام حق نيك‌بخت بودن در زندگى و آزادانديشى و
هامش
-رو حديث بىريا را مدح گوى * خاك ره بر فرق مرد مدح‌گوىتذكرهء دولتشاه سمرقندى ، به تحقيق و تصحيح محمد عباسى ، انتشارات كتاب‌خانهء بارانى ، تهران ، 1337 ، ص 429 . ( 1 ) . نمونه‌اى از آن :شب‌پره از گنبد فيروزگون * رفته به فيروزهء گنبد درونمجالس النفايس ، مير نظام الدين على شير نوايى ، به سعى و اهتمام على اصغر حكمت ، تهران ، 1323 ، ص 186 ( 2 ) . - ص 349 .
تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 399 | يان ريپكا / عيسى شهابى