كه بر آن به بلندى يك ارش زهر زرد روشنروان بود ؛ كه بر آن كرشاسپ ، هنگام نيمروز ، در ديگ آهنين خوراك گوشت مىپخت . و اين نابهكار گرم شد و خوى ريختن آغاز كرد . ناگهان ، از زير ديگ فراز آمد و آب جوشان را بپراكند . كرشاسپ يلمنش ، هراسان ، به كنار دويد .
( يسناى
IX
، 10 و بعد ، ولف )
پس از آنكه برادرش اوراخشى « 1 » قانونگذار كشته شد ، كرشاسپ ، چنانكه يشت پانزدهم « 2 » حكايت مىكند ، بنا به قانون كهن كينخواهى ، قاتل را بكشت و پيكرش را به گردونهء خود بست كه آن را تا خانه به دنبال خود كشد . اين توصيف صحنهء مشابهى از ايلياد را به ياد مىآورد كه اخيلوس ، به همين شيوه ، كين خون پاتروكل را از هكتور مرده مىگيرد . « 3 » دور نيست كه اين طرز خونخواهى يك رسم كهن هند و اروپايى باشد .
بقيهء يشتها جديدتر و ، از لحاظ محتويات ، حائز اهميت كمترى است . در يسنا ، دو يشت بسيار كهن هست كه يكى هوم را ستايش مىكند و ديگرى سروش « 4 » را . اين ايزدى است كه از مردمى كه كار مىكنند و بر طبق ارادهء خدا رفتار مىكنند ، به هنگام خواب ، پاسبانى مىكند .
ويدودات
ويدودات ( قانون مبارزه با ديوان ) ، نه تنها توجه زبانشناسان و دانشمندان علم الاديان را به خود معطوف مىدارد ؛ بلكه ، مورد علاقهء متكلمان و پژوهندگان فرهنگ عامه و حقوقدانان نيز هست . در يك قطعهء مفصل ، كه با ذكر افسانههاى بسيار كهنهء آفرينش سرزمينهاى ايرانى و پادشاهى ييم خشئت « 5 » ( جمشيد ) آغاز مىشود ، احكام دينى ، يعنى مقرراتى كه از طرف اتوربانها وضع شد ، و روابط بين دو دنيا ، يعنى جهان مادى و جهان مينوى ، و تعيين روابط ميان
هامش
( 1 ) .Urvachsaya( 2 ) . رام يشت .
( 3 ) . صحنهاى كه بدان اشاره شده در آغاز سرود بيست و چهارم و به شرح زير است : « . . . ( اخيلوس ) سرانجام برخاست ، و پريشان از درد ، با گامهاى نااستوار در سراسر كرانهء دريا روان شد ؛ آنجا بود كه هميشه ، نخستين پرتو سپيدهدمان را مىديد كه بر فراز خيزابهها برمىخواست . اما به زودى ، تكاوران سركش خود را به گردونه بست ، پيكر هكتور را در پى آن بست تا آن را به خاك بكشد ، سه بار آن را گرد گور پاتروكل گرداند كه در خواب مرگ فرورفته بود ؛ سپس در سراپردهء خود آرميد ، هكتور را گذاشت كه پيشانىاش بر خاك باشد . . . » . نقل از ايلياد ، ترجمهء سعيد نفيسى ، ص 681 و بعد .
( 4 ) .Sraosa( 5 ) .Yima Chsaeta