تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
در يشت هفدهم ، اشى ونگوهى « 1 » ، به عنوان بخشندهء خوش‌بختى و بهروزى حاصل از فرمان‌بردارى ، ستايش مىشود . وى ، هم‌چنين ، پاسبان زناشويى است . از حماسه‌هاى پهلوانى ، از همه مهم‌تر ، يشت نوزدهم است كه ناظر بر ستايش و نيايش و ، هم‌چنين ، داستان اساطيرى خورنه « 2 » ( فر ) است . خورنه بر پهلوانان و مقدسان فرود مىآيد ، بدان‌ها بركت خدايى و حقانيت مىبخشد . از شهريارانى كه گناه ورزيده بودند روى برمىگرداند و آنان به سرنوشت شومى دچار مىشدند . پهلوانان غير ايرانى هرگز موفق نمىشدند كه خورنه را براى هميشه به خود جلب كنند . در اوستا ، بازپسين دارندگان اين فره ايزدى زرتشت و حامى تاج‌دارش ، ويشتاسپ بودند . فره ايزدى ، يك‌بار ، در روز رستاخيز ، به بازپسين مددكار خدا ، سوشيانت ، و يارانش نصيب خواهد شد : تا او بشريت را از نو بسازد به‌صورت يك ( بشريت ) پير نشدنى ، نمردنى ، نگنديدنى ، فاسد نشدنى ، جاودان زنده ، جاودان بالنده ، به دلخواه خود رفتاركننده . ( يشت
XIX
، 89 ، ولف ) همهء نيروهاى نيكو بر ضد قدرت‌هاى پليد يگانه شده ، بر آن پيروز خواهند گشت . اين قسمت حديث كهن پايان جهان و نبردهايى را به خاطر مىآورد كه جهان مينوى ، به ناچار ، بايد بدان تن دردهد تا بدنهادى را ، براى هميشه ، دفع كند . اين سرودهاى اندوه‌انگيز ، هميشه ، با خوش‌بينى پايان مىپذيرد : آفرينشى كامل‌تر و پيروزى نيكى در پيش است . در اين يشت ، نام‌هاى قهرمانان بسيار بزرگ ، از نخستين شهريار افسانه‌هاى ايران هئوشنگه « 3 » ( هوشنگ ) تا ويشتاسپ ، نخستين مزداپرستى كه بر اورنگ ايران تكيه زده ، ياد مىشوند . در ميان جنگ‌آوران كرساسپ « 4 » ( كه در ادبيات فارسى درى گرشاسپ ناميده مىشود ) است كه ايران را از ديوان بىشمارى پاك ساخت ؛ چنان‌كه ، هوم يشت در يسنا از او حكايت مىكند : يك يل جوان ( كه ) زبردست ( مىنمايد ) ، گيسور و گرزور « 5 » كه بر هيولاى زهرآلود زردرنگ شاخ‌دار كه اسب‌ها مىبلعيد ، كه مردها مىبلعيد ، پيروز شد ؛
هامش
( 1 ) .Asai vanuhi( 2 ) .Chvarenah( 3 ) .Haosyanha( 4 ) .Keresaspa( 5 ) . گيسوى يا گيس‌دارنده و گرزور يا گرز دارنده از صفات مخصوص گرشاسب است . در هر جاى از اوستا كه از اين يل نامور ياد شده با همين صفات آمده است . نقل از يسنا 1 ، ص 162 ، پانوشت 1 .
تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 28 | يان ريپكا / عيسى شهابى