در ميان آنان كه به پيش پرواز مىكنند چابكترين است .
در ميان همهء آفريدگان تنها او ( در سرعت ) به پاى تير پران مىرسد ، هرچند كه ( اين ) خوب پرتاب شده و در پرواز باشد ؛ آنكه با پرهاى آراسته پيرامون نخستين درخشش سپيدهدم مىپرد .
در تاريكى شب شام خود را جويان ،
در تاريكى بامداد صبحانهء خود را جويان ( است ) ؛ آنكه به سرعت تنگهاى ارتفاعات را ( با شهپر ) مىسايد ، به سرعت ستيغ كوهها را ( با شهپر ) مىسايد .
به سرعت نوك درختان را ( با شهپر ) مىسايد ، درحالىكه به بانگ پرندگان گوش فرا مىدهد .
( يشت
XIV
، 19 به بعد ، ولف )
شاعر به سير در طبيعت و تماشاى زندگى جانوران ، پرندگان و چارپايان رغبتى دارد و براى خود نيرويى بينايى تيزى آرزو مىكند بدانسان كه . . .
كركس با طوق زرين دارد ، كه حتى به فاصلهء هشت كشور ، پارهء گوشتى به بزرگى يك مشت را تواند ديد .
( يشت
XIV
، 33 ، ولف )
پر اين پرنده وسيلهاى سحرانگيز است :
زرتشت از اهورامزدا پرسيد :
« اى اهورامزدا ، مقدسترين گوهر ، آفرينندهء جهان مادى ، اى مقدس ، اگر من به گفتارها و انديشهها به وسيلهء مردان بدخواه به شدت مسحور شوم ، چارهاش چيست ؟ »
در پاسخ ، آن اهورامزدا گفت : « پرى از پرندهء وارغن ، كه فاصلهء ميان نوك بالهايش زياد باشد ، بجوى ؛ اى سپنتمان زرتشت ، اين پر را به تن خود بمال ، با اين پر دشمنت را دفع توانى كرد ! »
( يشت
XIV
، 34 - 35 ، ولف )