تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
در ميان آنان كه به پيش پرواز مىكنند چابك‌ترين است . در ميان همهء آفريدگان تنها او ( در سرعت ) به پاى تير پران مىرسد ، هرچند كه ( اين ) خوب پرتاب شده و در پرواز باشد ؛ آن‌كه با پرهاى آراسته پيرامون نخستين درخشش سپيده‌دم مىپرد . در تاريكى شب شام خود را جويان ، در تاريكى بامداد صبحانهء خود را جويان ( است ) ؛ آن‌كه به سرعت تنگ‌هاى ارتفاعات را ( با شهپر ) مىسايد ، به سرعت ستيغ كوه‌ها را ( با شهپر ) مىسايد . به سرعت نوك درختان را ( با شهپر ) مىسايد ، درحالىكه به بانگ پرندگان گوش فرا مىدهد . ( يشت
XIV
، 19 به بعد ، ولف ) شاعر به سير در طبيعت و تماشاى زندگى جانوران ، پرندگان و چارپايان رغبتى دارد و براى خود نيرويى بينايى تيزى آرزو مىكند بدان‌سان كه . . . كركس با طوق زرين دارد ، كه حتى به فاصلهء هشت كشور ، پارهء گوشتى به بزرگى يك مشت را تواند ديد . ( يشت
XIV
، 33 ، ولف ) پر اين پرنده وسيله‌اى سحرانگيز است : زرتشت از اهورامزدا پرسيد : « اى اهورامزدا ، مقدس‌ترين گوهر ، آفرينندهء جهان مادى ، اى مقدس ، اگر من به گفتارها و انديشه‌ها به وسيلهء مردان بدخواه به شدت مسحور شوم ، چاره‌اش چيست ؟ » در پاسخ ، آن اهورامزدا گفت : « پرى از پرندهء وارغن ، كه فاصلهء ميان نوك بال‌هايش زياد باشد ، بجوى ؛ اى سپنتمان زرتشت ، اين پر را به تن خود بمال ، با اين پر دشمنت را دفع توانى كرد ! » ( يشت
XIV
، 34 - 35 ، ولف )