تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
از همان سنين حاكى از سستى و نااستوارى اين تقدس و نيت است . حاصل آن‌كه حافظ از رندى دست برنمىدارد . رندى يك جهان‌بينى است كه خيلى پيش از اين ، يعنى از نيمهء دوم سدهء پنجم هجرى به بعد ، بالاخص به وسيلهء درويشان قلندرى پديد آمده بود . شرط اساسى « طيب القلب » است و شخص مجاز است كه خود را از قيد شريعت ، كه فقط در حدود معينى محل اعتناست ، رها سازد و به نشانهء تحقير جهان و احكام ، شراب نوشيده حتى به آن ببالد 80 . اين كيفيت چنان بود كه گويى در برابر سلاسل صوفيه يك طريقت باده‌نوشى به وجود آمده كه در رأس آن پير مغان قرار دارد . در تأييد اين معنى است كه در گفتار حافظ نيز ، مانند عطار ، پير از مسجد مستقيما راه ميكده در پيش مىگيرد ، صوفى به يك‌باره از « خرقه » بيزار مىشود و آن را در ميكده به گرو مىگذارد و از راه و رسم حريفان مىخانه و جز اين‌ها سخن مىرود . آنچه حافظ بدان ممتاز است روشن‌فكرى و خوش‌بينى اوست كه اين خصلت ديگر خصايلش را تحت الشعاع قرار مىدهد 81 . در اين‌جا ، نظر يك متتبع شوروى نيز درخور توجه است . براگينسكى 82 بر انتقاد حافظ از جامعه و مخالفتش با آداب و رسوم اجتماعى تكيه مىكند . به نظر وى ، يك چنين بيت انتقادآميزى در يك غزل شامل مفهوم واقعى تمام غزل و هدف اصلى آن است . برداشت اين دانشمند از مضامين عاشقانهء حافظ نيز وضع مشابهى دارد . بشردوستى حقيقى همراه با بزرگ‌داشت انسانيت واقعى در برابر آرا و عقايد آن عهد قرار گرفته است . به گفتهء او ، اين مهر ورزيدن به زندگى و به هر موجود زنده جلوه‌گاه اشتياق به آزادى شخصى و رهايى از اسارت سخره‌گيران زمينى و آسمانى است . البته ، در خمريات حافظ ، روح عصيان از اين هم بيش‌تر نمايان است و مظهر اين شهامت معنوى « رند » است . شكى نيست كه قدما حافظ را ، به رغم همهء استعارات عرفانى ، به حق ، به كفر منسوب داشته‌اند . گواه اين مدعا داستان‌هايى است كه دربارهء امتناع مردم از تدفين وى بر طبق مراسم دينى و يا تهديد به نابود ساختن مقبره‌اش در دوران صفويه در افواه شايع است . هرچند اين اخبار بىگمان عارى از حقيقت است ؛ لكن ، به هر تقدير ، مبين انديشه و طرز فكرى است كه پايه و اساس اين اخبار بوده است . جامى 83 ، كه قرب زمانى با حافظ دارد ، در اين‌باره حسن تعبيرى نشان مىدهد كه كم‌تر از اين افسانه‌ها گويا نيست . وى مىگويد نمىتوان به حقيقت دريافت كه حافظ پيرو كدام يك از سلسله‌هاى صوفيه بوده است . لكن ، لطافت خارق‌العادهء شعر حافظ عاملى بس توانا بود ، چنان‌كه صوفيان و متشرعان هيچ‌يك نمىخواستند او را از