تشتر را مىستاييم كه آبها مشتاق اويند ،
( آبهاى ) راكد و جارى ، ( آبهاى ) چشمهها و رودخانهها ، آبهاى برف و باران . چه وقت تشتر رايومند فرهمند از براى ما طلوع خواهد كرد ؟
چه وقت چشمههاى آب - سترگتر از بدن اسب - به سوى ماروان خواهد شد ؟
چه وقت چشمهها به سوى جاها و منزلگاه و كشتزارهاى زيبا روان و ريشههاى گياهان را با رطوبت بسيار مرطوب خواهد كرد ؟
( يشت
VIII
، 41 به بعد ، ولف )
قهرمان يشت دهم ، مهر « 1 » ، ايزد روشنايى است كه برآمدن خورشيد را خبر مىدهد ؛ پاسبان نظم ، وفادارى و سوگند است كه ، بعدها ، همراه با يك آيين مرموز ، در سراسر امپراتورى روم منتشر شد و سربازان و بازرگانان آن را ستايش مىكردند . « 2 » اين يشت شامل توصيف صحنههاى بسيارى از كارزارهاست . در يشت سيزدهم « 3 » ، فروشىها « 4 » ، پاسبانان دودمانها و اقوام پارساى ايرانى كه بهصورت موجودات مؤنث نمايش داده مىشوند ، مورد نيايشاند .
اينان سپاه اهورا را تشكيل مىدهند كه ، هر سال يكبار ، از آسمان به سرزمينهاى اوليهء ميهن خود فرود آمده در آنجا از طرف مؤمنان ستايش مىشوند . آنان ، محتملا ، روانهاى درگذشتگان و نياكان هستند كه زندگان از آنان ، چون ايزدان ، استمداد مىكنند . در يشت چهاردهم ، ورثرغن « 5 » ، ايزد پيروزى ، توصيف مىشود كه به منزلهء ايندراى هندى است . وى به ده صورت گوناگون بر زرتشت جلوهگر شد : بهصورت باد ، وزرگاو ، اسب ، شتر ، خوك نر ، پسرك زيباى پانزده ساله ، پرندهء شكارى وارغن « 6 » ، قوچ ، بز نر و سرباز جنگآور . دربارهء پرندهء شكارى ، شاعر چنين مىسرايد :
آنكه شكار خود را از پايين ( يعنى با چنگالها ) مىگيرد و از بالا ( يعنى با منقار ) پارهپاره مىكند .
آنكه در ميان پرندگان سريعترين است ،
هامش
( 1 ) . ميثر ،Mithra.
( 2 ) . ترجمهء دقيق متن چنين است : « در لژهاى سربازان و بازرگانان ستايش مىشد » . مقصود از لژ طبقات خاص مردم است كه در آيين ميترايى وجود داشته .
( 3 ) . فروردين يشت .
( 4 ) .Fravasai( 5 ) .Verethraghna( 6 ) .Varegan، به گفتهء شادروان پورداود محتملا شاهين است ( يشتها 2 ، ص 117 ) .