تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
نمىتوان استخراج كرد . در خلال اين احوال ، زحمات چند دانشمند ايرانى چون عبد الرحيم خلخالى ، محمد معين ، سعيد نفيسى ، قاسم غنى ، محمد قزوينى 61 ، در سال‌هاى اخير ، منجر به انتشار يك رديف تحقيقات و رسالات گران‌بهايى شد و نتيجهء نهايى آن - دست‌كم فعلا - انتشار مطالعات درخشان لسكو ، اربرى ، ويكنس ، شدر ، ريتر و رومر 62 بود . مىتوان گفت كه بر اثر زحمات آنان و بر مبناى متن‌هاى قابل اعتمادى كه عبد الرحيم خلخالى و محمد قزوينى تهيه كرده‌اند در نظريات ما راجع به زندگى و اثر حافظ دگرگونىهاى عمده‌اى حاصل شد 62 الف ، هرچند كه حل اطمينان‌بخش مشكل‌ها در حال تكوين است و يا ممكن است هنوز خيلى دور باشد . خواجه شمس الدين محمد حافظ تقريبا به سال 726 ه ( معين : به استناد گفتهء غنى : 717 ه ، به گفتهء اربرى : 720 ه ) 63 در شيراز ديده به جهان گشوده و ( جز مدتى كوتاه ) در همان‌جا زيسته و درگذشته است ( 792 ه ) 64 . هرچند شيراز از تركتازى مغولان بر كنار ماند ؛ ولى ، از آن‌جا كه اميران و سلسله‌هاى متعددى مدام با يكديگر در كشمكش بودند و هركدام پس از چند صباحى مقهور ديگرى گشته جاى خود به وى مىپرداخت ، نمىتوان اين شهر را در آن روزگاران غرق صلح‌وصفا و آسايش و آرامش شاعرانه پنداشت . حافظ خود از روزهاى خوش عهد سلطنت ابو اسحق اينجو ( 54 - 743 ه ) ياد مىكند . « 1 » اين پادشاه حامى حافظ ، ولى فرمان‌روايى سست‌پيمان و در ايفاى وعده‌هاى خويش سخت بىغم بود و سرانجام سر بر سر سبك‌سرىهاى خود نهاد ( 757 ه ) و به فرمان مبارز الدين محمد ( 9 - 754 ه ) ، بنيان‌گذار وحشىسرشت سلسلهء آل مظفر ، كشته شد . افراد اين سلسله حتى بنابر موازين و اصول شرقى نيز خشن ، و بيش از آنچه به توصيف آيد ، سفاك بودند . پس از آن‌كه اين خودكامهء ستمگر ، كه درعين‌حال زاهدى خشك و متعصب بود ، به دست پسرانش به قهر بر كنار شد ، يكى از آنان ، جلال الدين ابو الفوارس شاه شجاع ( 86 - 759 ه ) ، زمام امور به دست گرفت . وجه شاخص دوران ممتد حكومت او منازعاتى است كه همواره با برادرش محمود ، شاه
هامش
( 1 ) .به عهد سلطنت شاه شيخ ابو اسحق * به پنج شخص عجب ملك فارس بود آبادص 363 و نيز :سپيده‌دم كه صبا بوى بوستان گيرد * چمن ز لطف هوا نكته بر جنان گيرد . . . جمال چهرهء اسلام شيخ ابو اسحق * كه ملك در قدمش زيب بوستان گيردالخ ، ص قكط ، ديوان حافظ ، قزوينى - غنى