محبوب كمى بعد درگذشت . شاعر ، از اين لحاظ كه يك حادثهء مربوط به زمان خود را موضوع شعر خويش قرار داده ، يكى از نخستين پيروان امير خسرو محسوب است . آثار سلمان روىهم رفته بيشتر حاكى از فرهيختگى اوست تا طبع و ذوق واقعى شاعرىاش . با اينكه او و حافظ بىگمان با آثار يكديگر آشنايى داشتهاند تحسينى كه در ديوان حافظ از او به عمل آمده فاقد اصالت است . « 1 » بهطور كلى ، شيوهء بيان سلمان چنان با حافظ شباهت دارد « 2 » كه بعضى از
هامش
-. . . هزارا مبادت ازين پس نوايى * اگر در چمن بعد ازين گل بخوانى
. . . اگرچه مصيبت عظيم است ليكن * چه تدبير شاها تو جاويد مانىكليات سلمان ساوجى ، با مقدمه و تصحيح اوستا ، كتابفروشى زوار ، ص 243 به بعد « سلمان دو كتاب مثنوى دارد : يكى جمشيد و خورشيد و در آن چندان تكلف كرده كه از چاشنى بيرون برده و يكى ديگر فراقنامه و اين كتابى بديع و نظمى غريب است و در غايت لطف و نهايت طراوت و ظرافت است . » مجالس النفائس ، مير نظام الدين عليشير نوايى ، به سعى و اهتمام على اصغر حكمت ، تهران ، 1323 ، ص 4 - 353 . بدين ترتيب ، ظاهرا مؤلف اشتباه كرده كه سراسر مثنوى فراقنامه را براى تسلى سلطان اويس دانسته و حال آنكه براى تسلى او فقط قصيدهاى سروده شده است .
( 1 ) .سرآمد فضلاى زمانه دانى كيست ؟ * ز روى صدق و يقين نه ز روى كذب و گمان
شهنشه فضلا پادشاه ملك سخن * جمال ملت و دين ، خواجهء زمان سلمان
( چه جاى گفتهء خواجو و شعر سلمان است * كه شعر حافظ بهتر ز شعر خوب ظهير )( 2 ) . منجمله :
سلمان :خواهى كه روشنت شود احوال درد من * درگير شمع را و ز سر تا به پا بپرسكليات سلمان ساوجى ، كتابفروشى زوار ، مقدمه ، ص 62
حافظ :خواهى كه روشنت شود احوال سر عشق * از شمع پرس قصه ز باد صبا مپرسهمان جا
سلمان :در ازل عكس مى لعل تو در جام افتاد * عاشق سوخته دل در طمع خام افتادهمانجا
حافظ :عكس روى تو چو در آينهء جام افتاد * عارف از خندهء مى در طمع خام افتادغزل 111