تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
على اصغر حكمت 53 بر آن است كه فهم بسيارى از غزلياتش مستلزم مطالعهء عميق در غزليات سعدى است ، و از سوى ديگر ، سودى 54 درك اشعار او را ، بر خلاف اشعار حافظ ، آسان نمىداند . خجندى غزل‌سرايى لطيف‌طبع است و به بحور ساده و روان بيش‌تر علاقه‌مند است ؛ ولى ، در عوض ، قوافى و رديف‌هايش دشوار است . به اغراق رغبتى خاص دارد . كمال سراسر سدهء نهم را به شدت متأثر ساخت 55 . براگينسگى 56 او را ، پس از حافظ و ناصر بخارايى ، از غزل‌سرايان مهمى مىشمارد كه ضمن اشعار خود به طبقات حاكمه و روحانيان تاخته‌اند . به نظر او ، رواج قابل توجه اشعار اين شاعر ميان تاجيك‌ها مرهون همين لحن‌ها انقلابى و البته به همان اندازه هم وجود عناصر عامه‌پسند در غزلياتش است . مضامين اشعارش سراسر پيرامون « عشق » دور مىزند كه به نظر همين دانشمند شوروى 57 در زير پردهء آن « شكايت به اجبار به محروميت از آزادى شخصى و هم‌چنين ذوق زندگانى و تعلق خاطر به همهء موجودات زنده » نهفته است . بنابر تذكره‌ها ، حافظ و كمال چنان متقابلا مورد تحسين يكديگر بودند كه هميشه غزل‌هاى خود را مبادله مىكردند 58 . امتياز كمال بر شاعر شيراز اين است كه هيچ زمام‌دارى را مدح نگفته است 59 . وى ، ميان تمام شاعران معاصر حافظ ، نخستين كسى است كه حافظ صريحا از او نام مىبرد 60 . « 1 »

حافظ ( اوج غزل )

تا مدت كوتاهى پيش ، اطلاعاتى كه ما دربارهء زندگى حافظ ، مشهورترين غزل‌سراى ايران ، داشتيم تقريبا فقط براساس چند داستان كمابيش باورنكردنى بود و چنين مىنمود كه خبرهاى ديگرى از وى در دست نيست و از ديوانش نيز مطالبى جز آنچه تاكنون به دست آمده چيزى
هامش
( 1 ) . ظاهرا مقصود مؤلف اشاره به ابيات زير است :ور باورت نمىكند از بنده اين حديث * از گفتهء كمال دليلى بياورم « گر بركنم دل از تو و بردارم از تو مهر * آن مهر بر كه افكنم آن دل كجا برم »غزل 329 ، ديوان حافظ قزوينى - غنى . در فهرست اسامى رجال اين كتاب اشاره شده كه مقصود كمال « اسماعيل » است ( ص 392 ) . در پانويس صفحهء 280 ديوان حافظ آقاى سيد ابو القاسم انجوى شيرازى چنين آمده است : « به‌طورى كه آقاى پژمان نوشته‌اند بيت از مسعود سعد است بدين صورت :گر بركنم دل از تو و بردارم از تو مهر * آن مهر بر كه افكنم آن دل كجا كنمكه كمال الدين اسماعيل خلاق المعانى با مختصر تصرف ( به صورتى كه خواجه آورده ) آن را تضمين كرده است » . بدين ترتيب ظاهرا مؤلف كمال اسماعيل را با كمال خجندى اشتباه كرده است .