مشهور كه حافظ در ديوان خود از خواجو ستايش كرده جز يك بيت جعلى سندى در دست نيست 42 الف ؛ لكن ، از آنجا كه هردو در يك محل اقامت داشتند و زندگىشان نيز از جهات مختلف داراى وجوه اشتراكى بوده ، قهرا بايد آشنايى آندو را باهم پذيرفت . كوپرولو 43 خواجو را يك حلقهء لازم ميان دو استاد بزرگ غزل ، سعدى و حافظ ، مىداند . مثنوىهاى خواجو حائز اهميت بسيار است و با آنكه خمسهاش از ديگر جهات از استادانى چون نظامى و امير خسرو متأثر است از لحاظ انتخاب مضامين رمانتيك و نيز روابط داستانها با يكديگر از خمسههاى آنان متمايز است . كتابش با تفكرات شروع نمىشود ، بلكه وى با داستانهاى دو زوج دلباخته ، هماى و همايون 44 ( 732 ه ) و گل و نوروز ( 742 ه ) ، كه بعضى اين و برخى آن را برتر مىشمارند ، آغاز سخن مىكند . اصل و مادهء هردو از افسانههاى ايرانى برگرفته شده است . الهامبخش بنياد داستانهاى هماى و همايون ابو الفتح مجد الدين محمود ، قاضى القضات دوران ابو سعيد ايلخانى ( 36 - 716 ه ) ، و هم اوست كه وى را به نگارش آن برانگيخته است . در تأليف گل و نوروز سرمشقش داستانى به همين نام از جلال طبيب شيرازى ( وفات : 795 ه ) ، از سال 734 ه 45 ، بوده است . پس از آن سه مثنوى عرفانى و اخلاقى ساخته . اين سه از سلسلهاى ملهم است كه از آن پيروى مىكرد ، ولى به ظاهر به آثار نظامى و سنايى شباهت دارد .
جز اينها ، فقط دو رسالهء مثنوى هست كه انتسابش به خواجو محرز است . خواجو ، با وجود معروفيتى كه از آن برخوردار است ، شاعرى با شخصيت خاص خود نيست ، بلكه فقط در تقليد از شاعران بزرگ ، چه در غزليات و چه در مثنويات داستانى و اخلاقى ، استاد است تا بدانجا كه معاصرش ، حيدر شيرازى ، در هجويهء منظومى او را به سرقات ادبى متهم مىسازد « 1 » ؛ ولى ، چنانكه پيداست ، انگيزهء وى در اين كار جز حسادت به شهرتى كه خواجو در زمان حيات هم از آن برخوردار بوده نيست . « 2 »
هامش
- كليات ديوان خواجه شمس الدين محمد حافظ ، به تصحيح حسين پژمان ، كتابفروشى و چاپخانهء بروخيم ، تهران ، 1318 ، ص 100 و 101 .
( 1 ) . - ص 154 .
( 2 ) .مبر در پيش شاعر نام خواجو * كه او دزدى است از ديوان سعدى
چو نتواند كه با من شعر گويد * چرا بايد سخن در شأن سعدى. . .خواجوى دزد كابلى از شهر كرمان مىرسد * مورى است او در شاعرى نزد سليمان مىرسداز سعدى تا جامى ، ادوارد براون ، ترجمهء على اصغر حكمت ، تهران ، 137 ، ص 285