استهزاآميزى به نام شهرآشوب ياد شده كه بر ضد هرات سروده شده ، و به زعم بعضى ، نظيرهء دربارى ابرار امير خسرو است . مايهء شگفتى فقط اين است كه چگونه ممكن است كه موسيقىدان برجستهاى چون امير خسرو راجع به موسيقى چيزى ننوشته باشد . راجع به آثار ادبى وى به زبان هندى نمىتوان حقيقت را كشف كرد . باوجود آنكه شيوهء بيانش بسيار متكلف بود ( برتلس حتى آن را « پودرزده » « 1 » مىخواند ) 39 و بر اثر آن سبكش مدام شباهت بيشترى بالاخص به آثار هندى مىيافت 40 ، از لحاظ برگزيدن كلمات و همچنين در زمينهء معانى و بيان از استادانى كه پيش از اين نام برديم و منجمله سنايى پيروى مىكند . وى ، ضمن يك نامه ، استادانى را كه در هريك از انواع آثار خود از آنان سرمشق گرفته حتى به نام ذكر مىكند .
دوست صميمىاش ؛ نجم الدين حسن سنجرى ( وفات : 727 ه ) ، نيز در همان مسير گام برمىداشت و او هم شعر و ادب فارسى را پس از خود متأثر ساخت . سنجرى در سرودن الحان پرشور چنان استاد است كه نظيرش حتى در آثار امير خسرو نيز ديده نمىشود 41 .
مديحهسرايان دربارهاى كوچك ( خواجو ، ابن يمين ، سلمان ساوجى )
كمال الدين ( يا افضل الدين ) ابو العطا محمود مرشدى ( تولد : 679 ه ) مشهور به خواجوى كرمانى ( آقا كوچولوى كرمان ) ، كه لابد ابتدا ورنام پسركى بزرگزاده از خانوادهاى اشرافى بوده ، حوزهء فعاليتش در جنوب باخترى قرار داشت ؛ ولى ، قسمت اعظم زندگانى خود را پياده در سير و سياحت گذراند . هنوز پسربچهاى بيش نبود كه شايستگى خود را با سرودن قصيدهء تاريخ حمام يزد نشان داد . « 2 » اين قصيده بر ديوارهاى اين بنا نقش شد و براى هميشه باقى ماند . به بسيارى از شهرها تا نقاط دوردست باختر ايران سفر كرد ، و ضمن مدايح خود ، سلسلهها و
هامش
( 1 ) . ترجمهء تحت اللفظى است كه به ناچار از اصطلاح آلمانىgepudertو اصطلاح انگليسىpowderedبه عمل آمد بدون آنكه مقصود از آن كاملا روشن باشد . محتملا ، مراد تصنع بسيار در « آرايش » بيان است .
( 2 ) . فى مدح امير الاعظم الشهريار المعظم و الى السيف و القلم خسرو غازى المنصور مبارز الحق و الدين محمد زيد عدله و يصف الحماماى پيكر منوّر محرور خوى چكان * ثعبان آتشين دم روئينه استخوان
گويى سمندرى كه در آتش كنى قرار * يا مرغ آبيى كه در آبت بود مكان
با آتشت مقار نه از خاكت ارتفاع * با اخترت مقابله با رأست اقتران . . . الخديوان اشعار خواجوى كرمانى ، به تصحيح احمد سهيلى خوانسارى ، انتشارات كتابفروشى محمودى ، ص 109 .