بهترين اثر او را داستان رمانتيك مجنون و ليلا مىداند ، ولى م . حبيب هشت بهشت 34 را ، كه شاعر در آن چند داستان هندى هم گنجانده است ، بر ديگر آثارش ترجيح مىدهد . طبع آزمايىهاى نوين و بسيار جالب خسرو شامل داستانهاى كوتاه منظوم اوست . اين داستانها از تاريخ زندگانى سلطانهاى دهلى ، كه همزمان با شاعر يا كمى پيش از او مىزيستهاند ، برگرفته شده متضمن شرح زندگى سياسى و خصوصى و معنوى قهرمانان داستانهاست . در ميان آنها مخصوصا داستان عشيقه يا عشقيه ( و احيانا نام ديگرى ) ، كه ماجراى عشق نافرجام شاهزاده خضر خان معاصر و ممدوح شاعر را به شاهزاده خانم نازنين دوالرانى شرح مىدهد ، مقام برجستهاى دارد . همچنين ، قران السعدين ( از سال 688 ه ) ، كه موضوع آن كشمكش كيقباد با پدرش بغراخان بر سر تاج و تخت است و بالاخره به آشتى آنان مىانجامد ، شايان توجه است . از نوآورىهاى صورى امير خسرو گنجاندن اين داستانهاى كوتاه تاريخى را در غزل قابل ذكر مىدانم كه منظور از آن ، چنانكه پيداست ، هيجان بخشيدن به يك رديف ابيات با قوافى مزدوج است . « 1 » ديگر ابيات سلسله است كه عبارت از عناوين هريك از ترانههاى چنين داستانهايى است كه به طرزى يكسان به نظم كشيده شده است ( شاعر در ديوانهاى خود با قصيدهها هم به همين شيوه عمل مىكند ) . آثار منثور او عبارت است از تاريخ علايى يا خزاين الفتوح ، از سال 711 - 695 ه ، كه شرح مجملى است با نثرى متكلف از روىدادهاى دوران حكمرانى علاء الدين خلجى ؛ اعجاز خسروى 35 يا رسائل اعجاز كه اثرى مشهور و مفصل در انشا و نامهنگارى و از آن جهت درخور توجه است كه به جنبههاى فكرى بيان اهميت گذارده و نيز حاوى اطلاعات مفيدى دربارهء جامعهء آن روزگار است 36 و افضل الفوائد كه عبارت از حكمتهايى از زبان نظام الدين اولياست . البته كليات بسيار مفصل آثار خسرو محدود به همين كتابها نيست ، لكن نبايد هيچگاه از نظر دور داشت كه صحت بسيارى از روايتها مورد ترديد است فىالمثل ، دو كتاب قصهء چهار درويش و انشا به غلط به امير خسرو نسبت داده مىشود و در مورد بعضى كتابهاى ديگر نمىتوان ثابت و يا اصولا قبول كرد كه مؤلف او باشد . از پارهاى رباعىها مىتوان استنباط كرد كه امير خسرو اثرى به نام شهرآشوب تأليف كرده كه مجموعهاى از مضامين در مدح شاگردان نكوروى اصناف مختلف پيشهوران بوده است 37 . ولى ، نبايد اشارهاى را كه در تحفهء سامى 38 راجع به آگهى ، شاعر خراسانى ( وفات : 932 ه ) ، آمده از نظر دور بداريم . در اين كتاب ، از اين شاعر به عنوان سرايندهء قصيدهء
هامش
( 1 ) . - « مكتبى » ، ص 300 .