تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 362

مساهمون:

ص٣٦٢
نوين دارد سرمشق مىگيرد . امير خسرو در غزل‌هاى خود كه ابتدا در پايان هريك از ديوان‌ها آمده بود بعدا به‌صورت مجموعه‌هاى مستقلى تدوين شد از سعدى پيروى مىكند ، بدون آن‌كه پا از دايرهء مضامين سنتى فراتر گذارد . اين غزليات ، لااقل در هندوستان ، سخت مورد پسند عامه بود . كثرت انتشار و تنوع و حجم مجموعه‌ها بهترين گواه بر اين معنى است . محمد وحيد ميرزا 31 ، بدون آن‌كه ديگر ابداعات امير خسرو را ناچيز انگارد ، غزل او را از همهء آثار ديگرش مهم‌تر مىشمارد و به‌سادگى و به‌هم‌پيوستگى درونى و معنوى غزليات و سرشار بودن آنها از احساسات و خوش‌آهنگى اين اشعار ( كه دليل محبوب بودن آنها نزد صوفيان نيز هست ) و نيز به معانى دقيق كه ، به زعم وى ، شاعران خود ايران ، جز جامى و نظيرى ( وفات : 1021 ه ) ، فاقد آن‌اند ، اشاره مىكند . اين نكته كه وى بزرگ‌ترين غزل‌سرا پيش از حافظ است به نظر من سخت قابل ترديد است 32 . تعظيم و تكريمى كه حافظ نسبت به امير خسرو داشته نه تنها از اين‌جا معلوم مىشود كه به دست خود خمسهء او را استنساخ كرده ( اين نسخه به دست مانده ) ؛ بلكه ، هم‌چنين ، از اين‌كه اولين مصرع معروف خاص و عام نخستين غزل ديوان حافظ از طرف امير خسرو الهام شده است 33 . اهميت اين شاعر هندى در ادبيات فارسى مرهون داستان‌هاى رمانتيك الهام‌بخش و مخصوصا خمسهء اوست كه ، چنان‌كه از عناوين هريك از داستان‌ها نيز نمايان است ، همهء مضامين آنها با تغييراتى كه كمابيش در جريان داستان‌ها و انگيزه‌سازى و وسيلهء بيان داده شده از نظامى اقتباس گشته است . تبحر شاعر ، با اين‌كه بسيار قابل توجه است ، به پاى نظامى نمىرسد . تصريحات روشن كه از وجوه ممتاز شعر نظامى است در شعر امير خسرو جاى خود را به ابهام و عدم صراحت مىدهد . وى فاقد عمق معانى فلسفى وحدت موضوعات اجتماعى نظامى است . ولى ، همين تنزل سطح و بىقاعدگى سبك ، كه ترديد در آن روا نيست ، مطابق ذوق آن زمان بود . نظامى نابغه به رغم سرعت فوق العاده زيادى كه در نگارش داشت و ممارستى كه در سراسر زندگى بدان متصف بود نيمى از عمر خود را به سرودن خمسه مشغول بود و حال آن‌كه تمام مدتى كه امير خسرو صرف همين كار كرد به سه سال نمىرسد ( 701 - 698 ه ) . البته صحيح است كه حجم خمسهء او تقريبا كمى بيش از نيمى از خمسهء نظامى است ؛ مع الوصف ، عجله‌اى كه در سرودن اشعارش به كار برده ، با وجود استعداد درخشان و قدرت تخيلى كه داشته ، اين امكان را از ميان برده كه سخنش به پاى استاد گنجه برسد . ما اطلاع داريم كه مولانا ( قاضى ) شهاب الدين ، اديب معاصر امير خسرو ، هريك از بخش‌هاى خمسهء او را نه تنها خوانده ، بلكه به تهذيب آنها نيز پرداخته است . محمد وحيد
تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 362 | يان ريپكا / عيسى شهابى