تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
معمارى هند و ايرانى چشم‌گير است . هرچند كه اين‌ها آشكارا جزء قلمرو هنر ايرانى است ؛ با وجود اين ، داراى عناصرى از نوع خاص خود است كه به مذاق هر كسى هندى مىنمايد . و بالاخره زيادى تعداد اين دسته از شاعران ايجاب مىكند كه مطالعه و بررسى آثارشان كارى جداگانه و بدون ارتباط با ادبيات صرفا ايرانى تلقى شود . از سوى ديگر ، صواب نيست كه در برابر سرزمين فرهنگ ايرانى ، هرچند هم كه دورافتاده باشد ، يكسره در به روى خود ببنديم ؛ چه ، از هندوستان آثارى چند نشئت كرده كه ذكر آنها در هر كتابى كه دربارهء ادبيات ايران نگاشته شود اجتناب‌ناپذير است . اين معنى بالاخص در مورد يمين الدين ابو الحسن امير خسرو دهلوى ( تولد : 651 ه در پتيالى « 1 » ، وفات : 725 ه در دهلى ) صادق است ، ولى نه از آن‌رو كه وى مهم‌ترين اديب هند و ايرانى است ، و ، از آن گذشته ، حجم كتابش ( به فرض آن هم كه عدد چهارصد هزار بيت ! كه براى آن ذكر مىكنند افسانه‌اى بيش نباشد ) خيلى قابل توجه است . اين نكته نيز كه شاعر تبار خالص هندى داشته دليل اهميتش نيست : وى فقط از سوى مادر و از لحاظ زادگاه خود هندى بود ، ولى پدرش ترك بود و هنگام تهاجم مغولان ، همراه با ساير افراد هزاره‌اى لاچين ، از ماوراء النهر به هندوستان كوچ كرده بود . آنچه در اين مورد در درجهء اول اهميت قرار دارد تأثير شايان توجه وى بر ادبيات فارسى در سدهء 9 - 8 ه / 15 - 14 م است كه ، چنان‌كه پيداست ، وى بهتر از سرمشق عالىقدرش ، نظامى ، قادر به درك دقايق آن و جنبه‌هاى فئودالش بود . وى كه شاعرى مديحه‌سرا بود از آغاز تا پايان فعاليت ادبى خود در جريان جنب وجوش دربارهاى فرمان‌روايان و سلسله‌هاى گوناگون بود كه ، در دهلى و مولتن « 2 » ، يكى پس از ديگرى ، برمىآمدند و سپس جاى خود را به ديگرى مىپرداختند . در عين اين‌كه هربار با اوضاع جديد سازگار مىشد خود را از سياست به دور مىداشت . حتى پس از آن هم كه ، به سال 671 ه ، در حلقهء ارادت مرشد ولى شعار و به نام دهلى ، محمد نظام الدين اوليا ، از سلسله چشتيان ، درآمد ؛ موقعيت دربارى خود را حفظ كرد . وى تا هنگام مرگ مرشد ( 724 ه ) از مريدان او و حتى نزد وى مقرب‌ترين كس بود . شگفت آن‌كه ، پس از آن هم كه شيخ مغضوب سلطان واقع شد ، امير خسرو موقعيت خود را در دربار از دست نداد . « طوطى هند » ، در پنج ديوانى كه در همان حيات خودش تدوين شد ، سلطان‌هاى متعدد آن سامان را ضمن قصيده هاى بىشمار ثنا مىگويد . ابتدا كوشاست كه از خاقانى و ديگر استادان متقدم قصيده اقتفا كند ، بدون آن‌كه همانند آنان مغلق و پيچيده گويد ؛ ولى ، بعدا از كمال الدين اصفهانى كه سبكى كاملا
هامش
( 1 ) .Patyali( 2 ) .Multan