نزارى
نعيم الدين نزارى قهستانى ( متولد : حوالى 645 ه در بيرجند ، وفات : 720 ه ) شاعرى است بىپروا و آزادانديشى مستور در زير پردهء تعليمات اسماعيلى ، هرچند كه اعتقادش به همين مذهب هم كاملا مسلم نيست . در كتاب دستورنامهاش ، كه حاوى 576 بيت است ، به « خوشگذرانان و آنان كه به صرف وقت خود با جامى شراب رغبتى دارند دستورالعملهايى مىدهد كه مخالف احكام قرآن است » 27 : اين كتاب يك نوع نظيرهء طنزآميز بر اندرزنامههاست كه قبول عامه دارد . زبان اين كتاب و صورت ادبى آن خالى از نقص و ايراد است . بنا به گفتهء دولتشاه 28 ، اين كتاب مورد پسند اديبان است ، و چنانكه تلويحا اشاره مىكند ، مطرود روحانيان . نه در كتاب سفرنامه 29 ، كه در آن شرح مسافرتى به شمال ايران و قفقاز به نظم كشيده شده ، و نه در ديوان او استقصايى به عمل نيامده ، باوجود آنكه شخصيت خودساختهء نزارى آن را ايجاب مىكرده است - شخصيتى كه بر كنار از هرگونه عرفان است ، و در عين آن كه در مسير خيام گام برمىدارد ، استهزا را جانشين غليان احساسات خشمآلود او ساخته .
جامى 30 ، كه بدون شك بىتأمل سخن نگفته ، « سليقهء » شعر حافظ را نظير سليقهء نزارى مىداند « با اين تفاوت كه شعرهاى نزارى شامل غث و سمين ( يعنى خوب و بد ) هردواند ، ولى در مورد حافظ چنين نيست » « 1 » .
ادبيات هند و ايرانى ( امير خسرو ، نجم الدين حسن سنجرى )
بررسى عميق ادبيات هند و ايرانى در اين مختصر به عللى مقدور نيست كه عبارت است از :
بيگانگى اصل و منشأ اين دستهء خاص شاعران و نويسندگان ( كه ، بر خلاف شاعران تركنژاد فارسىگوى ، اشخاص منفردى نيستند ) ؛ متأثر بودن آثار آنان از فرهنگ هندى ، و بهطور كلى ، اختلاف محيط و شرايط زندگى كه قهرا منشأ وجوه اختلافى مىگردد كه ايرانيان آن را « ناايرانى » و بيگانه حس مىكنند . مگرنه آن است كه سبك به اصطلاح هندى در ادبيات به هيچوجه بهطور كامل موافق ذوق و سليقهء شاعر ايرانى الاصل نيست ؟ شباهت مينياتور و
هامش
( 1 ) . خواجه حافظ شيرازى عليه الرحمه اكثر اشعار او لطيف و مطبوع است . . . در سلامت و روانى حكم قصايد ظهير دارد ، نسبت به قصايد ديگران سليقه و شعر وى نزديك است به سليقهء نزارى قهستانى ، اما در شعر نزارى غث و سمين بسيار است ، به خلاف شعر وى ، و چون بر اشعار وى اثر تكلف ظاهر نبود وى را لسان الغيب لقب كردهاند . بهارستان مولانا جامى عليه الرحمه ، مؤسسهء مهرماه ، تهران ، شهريور 1311 ، ص 117 .