اصولا تقليدناپذير است ، چنانكه ديگران با همهء كوششى كه كردهاند توفيقى در اين راه نيافتهاند . حكمتهايى كه سراسر كتاب آكنده از آن است چندان عميق نيست و بيشتر جنبهء عملى دارد . شاعر ، به سائقهء شكيبايى دينى كه بدان متصف است ، در زمرهء شريفترين مسلمانان بهشمار است . مضامين اجتماعى و اخلاقى و اندرزى آثارش درخور توجه كامل و دقيق است . سعدى ، بر خلاف ديگران ، ترك دنيا نكرد . آواى طبيعت احساسات شديدى در وى برمىانگيزد . آنچه در وى كمتر درخور ستايش است انعطافپذيرى نظرى و عملى اوست .
سبك و معانىاش تأثير بلاواسطه داشت و تا به امروز نيز چنين است . آرامگاهش در شيراز به حق مقامى معروف و مقدس گشته است . مدتهاست كه شيعيان پيروى وى را از سنت از ياد بردهاند ، چنانكه در مورد حافظ نيز چنين كردهاند .
گلستان ( بوستان كمتر از آن ) بسيارى را به اقتفا برانگيخته است . ميان نظيرهايى كه بر آن نوشتهاند بهارستان جامى و كتاب پريشان قاآنى از همه مشهورتر است و هردو تصويرهاى گيرايى از عصر خود است .
معاصران سعدى ( امامى ، همگر ، همام ؛ صاحبنظران تصوف : باباافضل ، حسينى سادات ، محمود شبسترى ؛ معلمان : اوحدى مراغهاى ، اوحدى كرمانى ؛ اهل وجد و حال و بىخودى : عراقى )
تهاجم مغولان خراسان و آذربايجان را چنان ويران ساخت كه تا مدتها شعر و ادب نتوانست از آنجا نشئت كند . شاعران بزرگ سدهء سيزدهم از حولوحوش اين مناطق ، كه از اين فاجعه مصون مانده بود ، يعنى جنوب غربى ( سعدى ) و آسياى صغير ( مولوى ) و هندوستان ( خسرو دهلوى ) ، برخاستند . در اطراف سعدى ، دور و نزديك ، چند غزلسراى قابل ذكر ظهور كردند .
امامى هراتى ( وفات : 676 ه ) ، مجد الدين همگر شيرازى ( وفات : 686 ه ) و همام تبريزى ( وفات : 714 ه ) كه به خوبى از غزليات سعدى تقليد كردهاند ، از آن جملهاند . ديرى نمىپايد كه ثناخوانان ايلخانان نيز پديد مىآيند ، ولى همگى مقلدانى بىابتكار و فاقد شيوههاى خاص خود هستند . البته ، فشار عناصر ايرانى شديدتر از آن بود كه مغولان غاصب را در برابرش ياراى مقاومتى باشد . همزمان با ايرانى شدن بيگانگان ، يعنى دگرگونى فرهنگى آنان ، و همراه با تجديد حيات و آسودن كشور - مقصود پنجاه سال آخر سلسله است - ، پديدههاى