تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
منشأ اين خبر رساله‌اى است كه در اصالتش سخت ترديد است . « 1 » سعدى در 27 ذى الحجه 691 11 الف ، در خانقاه خود درگذشت كه از آن پس به آرامگاه ابدىاش تبديل شد ( به عنوان تاريخ وفاتش سنوات ديگرى بين 4 - 690 ه . نيز ذكر شده است ) . فعاليت ادبى سعدى چندين جانبه است ، و از آن مهم‌تر اين‌كه ، به هرچه دست مىزند استادى خود را در آن به منصهء ظهور مىرساند . روىهم‌رفته ؛ به تفكرات عارفانهء انتزاعى زياد علاقه‌مند نيست ، جز اين‌كه از آنها براى زندگى عملى يعنى در مباحث اخلاقى و در آموزندگى استفاده كند ، چنان‌كه خود وى نيز دربارهء خويش مىگويد و اين زمينهء معنوى دو شاه‌كارى است كه ذكرش در بالا رفت . بوستان ، كه به بحر متقارب به نظم كشيده شده ، بيش‌تر يك هدف نظرى را تعقيب مىكند و حال آن‌كه گلستان تقريبا فقط شامل حكاياتى است كه همه هم جنبهء آموزندگى ندارد . عرضهء مطالب به نثر مسجع ( آيا اين كيفيت براى سير تحول نثر ادبى فارسى درى نامساعد نيست ؟ ) و مشحون از نكات و نتايج اخلاقى است كه به شعر بيان شده است 11 ب و ، چنان‌كه پيداست ، سرمشق وى مناجات‌هاى انصارى ( وفات : 481 ه . ) « 2 » بوده است . فن صحيح داستان‌سرايى و نكته‌سنجىهاى دقيق حتى در مورد عبارات حكيمانهء بسيار بديهى و ساده - كه به حد وفور در آن وجود دارد - معرف يك استاد مسلم و واقع‌بين و مردى است كه تجاربى عميق در زندگى دارد . گلستان آينهء اوضاع اجتماعى آن زمان باتوجه به تمام محاسن و معايب افراد ايرانى است . سودجويى شرقى در آن حكم‌فرما است و طى آن قطعيت اصول موضوعه بىاساس نمايانده مىشود . سعدى ، در جدال خود در بيان توانگرى و درويشى ، مرد توانگر را از روى استهزا مىستايد . به عقيدهء چايكين 12 توجه به فلسفهء « عقل مشترك و سليم انسانى » و سازش با مقتضيات ، كه از موازين اخلاقى مورد قبول عامه است ، علل اصلى موفقيت پايدار اين كتاب‌ها ، طى قرون و اعصار ، تا به امروز ، در تمام خاورميانه است و به هيچ‌وجه ( در اين جا چايكين نظر تازه‌اى را اظهار مىدارد ) مختصر جنبهء شكاكيت و بىاعتنايى به مال و غريزهء تملك ، كه از مشاهدهء فجايع دنيا سرچشمه گرفته بود ، و نه به هيچ‌وجه مردمى و شكيبايى دينى 13 و خلاصه هيچ‌چيز از آنچه سعدى را واقعا ما فوق افراد عادى قرار مىدهد باعث
هامش
( 1 ) .apokryphكه در يونانى به معناى پوشيده و پنهان و در زبان‌هاى اروپايى به معناى قلب و ساختگى است به عنوان اسم خاصApokryphonو يا غالبا جمع آنApokrypha( به عربى : ابو كريفا ) به ملحقات كتاب مقدس اطلاق مىشود كه كليسا آن را كاملا به رسميت نمىشناسد . مؤلف اين اصطلاح را براى اين رساله كه در اصالتش ترديد دارد به كار برده است . ( 2 ) . - ص 318 .