توجه داشت 5 - شهرهايى كه البته قصيدهء مديحهاى ديگر براى آنها جالب نيست . براى آنها غزل و مثنوى صورتهايى از شعر بود كه مىتوانست علايقشان را بيان كند و واقعا هم مسائلى كه باعث نگرانى شهرىها بود آنقدرها كم نبود . اغتشاش و بيدادگرى ادامه داشت و كماكان منجر به پناه آوردن مردم به تصوف مىگشت . مقتضيات زمان قهرا قصيدهء عرفانى و اندرزى را آفريد ؛ ولى ، بيش از همه ، غزل كوتاه وارد صحنه شد كه پيش از آن هم عرض اندام كرده و اينك سعدى و پس از او حافظ آن را به اوج كمال مىرسانند . اعتلاى منظومههاى طويل عرفانى و به نظم كشيدن اصول عقايد تصوف و اصولا توجه چشمگير به تصوف ، آشكارا مبين كوششى است كه براى فرار از دنياى دهشتزاى واقعيات آن روز به عمل مىآيد . مختصر علاقهاى كه ايلخانان به علم و دانش نشان مىدهند فقط در حدود قدرت فهم و درك خود آنان است . هلاكو رصدخانهاى در مراغه تأسيس مىكند و آن را به نصير الدين طوسى ( تولد 597 - 672 ه ) مىسپارد كه مشاور مقرب و مورد عنايت اوست . وى دانشمندى برجسته ، جامع علوم مختلف و مؤلف يك كتاب معروف اخلاق « 1 » و ، درعينحال ، مردى نسبتا بىپروا 6 بود كه به عنوان پيشواى طبقات حاكمهء شيعىمذهب توانست ، به علت تقربى كه نزد مغولان داشت ، امتيازاتى براى مذهب تشيع به دست آورد . انگيزهء تأسيس رصدخانه نه علاقه به دانش ، بلكه صرفا اعتقاد به خرافات ستارهشناسى بود و دانشمندان ايرانى بيشتر از آنرو درخور ستايشاند كه از اين فرصت براى تحقيقات اصيل و عميق نجومى استفاده كردند . رشتهء ديگرى از علوم كه در اين عصر شكفتن گرفت پيشرفت قابل ستايش تاريخنويسى بود ، زيرا چنگيز خان و ايلخانان سخت پاىبند جاودان ساختن اعمال و فتوحات خود و نامآورى مغولان بودند ؛ لكن ، چند نفرى از تاريخنويسان در تكلف و به كار بردن واژههاى تازى راه افراط پيمودند و از حدود متعارف پاى فراتر گذاردند . هرچند كه اصولا ، بهطور روزافزون ، از يك سو ، لغات اصيل ايرانى متروك ، و از سوى ديگر ، انشاى پيچيده و طرز بيان متكلف و مستعار معمول مىشد ، لكن ، تا آن زمان ، اين كيفيت طبق سنن و موازين كهن جريانى تدريجى داشت . نمونهء دهشتانگيز اينگونه كتابها تاريخ وصاف « 2 » است كه البته در آن زمان سبكش كمال مطلوب بود . مؤلف در اين اثر يك سلسله وقايع و مطالب پرارزش را با نهايت امانت ، ولى با انشايى به منتها درجه متكلف بيان مىكند ، و بدين ترتيب ، به كتاب جلوهاى نادر مىبخشد .
مغولان آنقدر مردم را كشتند و به حدى ارزشهاى اقتصادى و مآثر فرهنگى را نابود
هامش
( 1 ) . - ص 441 .
( 2 ) . - ص 441 به بعد .