تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات ايران از دوران باستان تا قاجاريه ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
ساختند كه غيرممكن بود اين فجايع عواقبى جاودانى نداشته باشند . از اين‌رو بود كه هرچند ايران از لحاظ سياسى چندبار قد برافراشت ؛ لكن ، ابداعات ادبى و علمى ( به استثناى تاريخ‌نويسى ) ، با وجود گسترش روزافزون و چند پديدهء برجسته ، ديگر به سطح بالايى كه پيش از آن داشت نرسيد . بالاخص كيفيت مجاهدت‌هاى علمى تغيير كرد . هرچند كه اين تباهى نه فورا ، بلكه بعدها نمودار شد ؛ ولى ، در عوض مداومت يافت . دولتشاه سهل‌انگار « 1 » نمونهء بارز يك دانشمند منحط دورهء تيموريان است . اين كيفيت نه تنها دربارهء فرهنگ ايران ، بلكه براى سراسر نيمهء شرقى سرزمين‌هاى اسلام و حتى نيمهء غربى آن صادق است . هرچند كه مناطق غربى از هجوم مغولان كاملا در امان مانده بود ، لكن آنها نيز ، چون عالم شرق اسلام ، در سراشيبى انحطاط قرار گرفتند . اين است كه اين موضوع بايد مجدانه مورد استقصا قرار گيرد كه آيا واقعا مغولان ، و تنها آنها مسئول تباهى فرهنگ اسلامى هستند و يا علت‌هاى ريشه‌دارتر و مؤثرترى نيز در كار بوده است كه هنوز در راه يافتن آنها توفيقى دست نداده است 7 .

سعدى 8

( اعتلاى غزل ) شيخ ابو عبد اللّه مشرف ( الدين ) بن مصلح سعدى 9 شيرازى در زمرهء فريباترين و بىهمتاترين چهره‌هاى ادبى است كه فسحت ميدان تأثيرشان ، از هر لحاظ ، قابل توجه است . متأسفانه ، نكات و حقايق مسلمى كه دربارهء زندگى وى به دست مانده چندان زياد نيست و به مراتب كم‌تر از آن است كه به ظاهر از زندگىنامه‌هايش برمىآيد . هرچند كه اين مطالب و موضوعات را از تذكره‌ها و آثار خود شاعر مخصوصا بوستان و گلستان برگرفته باشند ، نبايد از نظر دور داشت كه اين دو كتاب آثارى به تمام معنى ادبى است و از اين‌رو نمىتوان آنچه را شاعر در آنها راجع به خود مىگويد كاملا مطابق با واقع تلقى كرد . صدق اين مدعا را مىتوان از روى پاره‌اى حكايات و جزئيات ، به تحقيق ثابت كرد . اين گفته‌ها فقط به ظاهر شرح‌حال خود اوست و اكثرا با آن‌كه نمىتوان آنها را به كلى غيرممكن دانست ، بعيد به نظر مىرسد ( نظر عبد العظيم گركانى بر خلاف نظر هانرى ماسه است ) 10 . البته از نظر خيال‌بافىهاى شاعرانه ايرادى بر او وارد نيست . متأسفانه ، از معاصران سعدى گزارش‌هايى راجع به او در دست نيست و بررسىهاى انتقادى آثار وى كه ، بىشك ملحقات و اضافات بسيارى از ديگران در آن راه
هامش
( 1 ) . - « رسايل هندى ، انشا » ، ص 442 .